یک مصاحبه اختصاصی و گرم با ایموند زاید

.1.
 

ایموند زاید:لقب جادوگر واقعا برازنده کریمی است

 

مصاحبه ای متفاوت با ایمون زاید (بیشتر ایرانی ها فقط به من I LOVE YOU می گویند)


۱۰دقیقه واقعا زمان کمی است برای اینکه یک نفر میلیون ها نفر طرفدار پیدا کند اما مهاجم لیبیایی – ایرلندی پرسپولیس خیلی خوب راهش را بلد بود. او در همان هفت ثانیه ای که توپ را در اختیار داشت، در کل حدود ۳۰دقیقه ای که بازی کرد، سه بار توپ را وارد دروازه استقلال کرد و اسطوره ای برای قرمزها شد؛ مخصوصا اینکه بعد از همایون بهزادی در سال ۵۲ و بازی شش تایی ها هیچ بازیکنی موفق نشده بود در دربی سه گل بزند. اما داستان این ۱۰دقیقه آن چیزهایی است که مردم در مورد مهاجم قرمزپوش می دانند. حتی در مصاحبه های فراوانی که این روزها از او شده، بیشتر در مورد دربی حرف زده تا چیزهای دیگر.
حدود ۳۰ سال پیش محمد زاید از کشورش لیبی به دلیل مشکلات امنیتی به سفارش دوستانش به ایرلند آمد.
ایمون پسر بزرگ خانواده دقیقا ۲۹سال بعد برای حضور در یکی از محبوب ترین تیم های آسیا راه ایران را در پیش گرفت تا شاید سرنوشت برای او چیزهای بزرگتر از آقای گلی لیگ ایرلند رقم بزند. از مادری ایرلندی و پدری لیبیایی متولد شدم. پدرم معلم رشته عربی بود و در این شغل تدریس می کرد. از اینکه ناچار شد لیبی را ترک کند ناراحت بود اما امیدوار بود روزی کشورش به شرایط مناسب برسد.خانواده خوبی در لیبی داریم و به همراه پدرم چند بار به لیبی رفته ام. الان در ایرلند بعد از چند سال دوستان خوبی پیدا کرده و خوش شانس است چون خیلی مهربان است و همه دوست دارند کنار او باشند.

 

- ایموند یعنی چه؟
ایموند نامی عربی است و پدرم این اسم را برایم انتخاب کرد. به معنی محفوظ بودن و امنیت داشتن به کار می شود. اسمم را دوست دارم و تک است و به همین خاطر در ایرلند هم دوست داشتم به همین اسم صدایم کنند.

 

- می گویند برای آمدن به ایران خیلی مشکل داشتی؟
دیدگاه من نسبت به ایران منفی بود. دوستانم مرا از حضور در ایران منع می کردند. بهر حال ما در ایرلند زندگی می کردم و همسایگی با انگلیس باعث می شود اخبار خوبی از ایران نشنوم و کاملا دودل بودم. احساس می کردم ایران جای مناسبی برای من نیست. البته کسانی بودند که خلاف این حرف ها را می زدند و می گفتند باید خودت حضور در ایران را تجربه کنی تا به به جو آشنا شوی. یکی از دوستان از تیم پرسپولیس و جاذبه هایش برایم تعریف کرد. برای شناخت پرسپولیس به خیلی از سایت های این باشگاه اعم از هواداری و رسمی رفتم و تحقیق کردم. به من گفتند پرسپولیس تیم بزرگی است و هواداران پرشوری دارد.


- ظاهرا با پدرت به ایران آمده بودی؟
همچنان مردد بودم و گفتم برای حضور در ایران برای پدرم نیز دعوتنامه فرستاده شود. پدرم هم می خواست بداند در ایران چه خبر است و من در کجا می خواهم بازی کنم. به وسیله مدیر برنامه ام این مسئله را به باشگاه پرسپولیس اطلاع دادم. قبول کردند و به همراه پدرم به ایران آمدیم. ابتدا به باشگاه رفتیم و بعد داخل شهر چرخیدیم. تهران جاهای زیبایی زیادی دارد. تست پزشکی دادم و بعد از قبولی به هتل اوین رفتیم. از آنجا به تجریش و شهرک غرب و خیابان ولیعصر رفتیم.

 

- تهران آن طوری بود که فکر می کردی؟
شهر با چیزهایی که شنیده بودم متفاوت کاملا فرق می کرد. مردم سرشان به کار خودشان است و کسی به یکدیگر کار ندارد. باور کنید با چیزهایی که شنیده بودم تصور می کردم اینجا شبیه عراق یا افغانستان است. جوری شده که اگر الان کسی از من درباره ایران بپرسد می گویم چیزی که من در این کشور دیدم با چیزهایی که می گویید متفاوت است و من تجربه دیگری به دست آوردم. برگشتیم به باشگاه و پدرم از رفتار و برخورد مسوولان و کارمندان باشگاه لذت برد. خیلی با احترام برخورد می کردند. اما مشکلی جدیدی به وجود آمد. عده ای آمدند و گفتند این باشگاه پول بازیکنان را پرداخت نمی کند و پرونده زیادی در فیفا در این زمینه دارد. دوباره ناامید شدم و فکر بازگشت به سرم زد. در اینباره با مسوولان باشگاه صحبت کردم و به تفاهم رسیدیم. نزدیک تعطیلات ژانویه با پرسپولیس به تفاهم رسیدم. از مسوولان برای اینکه تعطیلات را در کنار خانواده ام باشم درخواست مرخصی کردم. با رویی باز پذیرفتند و به کشورم برگشتم. برای اینکه ویزای طولانی مدت و مجوز کار بگیرم مسوولان و پرزدینت باشگاه همکاری خوبی داشت و سریعا کارم درست شد.

 

- شروع فوتبالی خوبی در پرسپولیس نداشتی. نیمکت نشینی، بدنی ناآماده و یک بازی ضعیف مقابل ذوب آهن.
روزهای اولیه حضورم در ایران کاملا احساس می کردم که به من انتقاد می شود. خیلی ها می گفتند من بازیکن تاثیرگذاری نیستم و در تمرینات کیفیت خوبی ندارم اما می توانید از دوستانم بپرسید که خصوصیات من چگونه است. من در تمرینات واقعا تنبل هستم و نمی توانم کیفیت زمان بازی را ارائه کنم اما در بازی همان چیزی می شوم که خودم می خواهم. البته مسئله دیگر این است که من دو ماه قبل از اینکه به ایران بیایم تمرین خاصی نداشتم. لیگ ایرلند تمام شده بود و من فقط توانستم در یکی دو بازی با تیم ملی شرکت کنم. بعد از لیگ در جام کشورهای عربی با تیم لیبی در قطر شرکت کردم و در آنجا با یکی از دوستان مشترکم صحبت کردم و قرار شد به ایران بیایم.

 

- چند برادر و خواهر داری؟
۴خواهر و یک برادر دارم. برادرم فوتبالیست است و در رده جوانان بازی می کند. پدرم همیشه می گوید او بهتر از توست و بازیکن بزرگتری می شود. گاهی به خاطر این مسئله به او حسودی می کنم. پدرم زمانی که به ایران آمده بودیم یک پیراهن از مسوولان باشگاه برای برادرم گرفت تا به او هدیه بدهد. نمی دانم شاید روزی او هم به ایران بیاید و در تیم پرسپولیس بازی کند.

 

- ببخشید این سوال را می پرسم، اگر دوست داشتی جواب بده. شرایط اقتصادی خانواده چطور است؟
در ایرلند زندگی خوبی داریم. نه اینکه زندگی مفرحی داشته باشیم اما می توان گفت یک زندگی متوسط رو به بالا داریم. پدرم تمام تلاشش را برای زندگی راحت خانواده انجام می دهد. پدرم مسلمان است و نماز اول وقتش را هیچ گاه ترک نمی کند. زمانی که به باشگاه رفته بودم پدرم زمان نماز از مسوولان جدا شد و برای خواندن نماز به محلی که معرفی کردند رفت.

 

- یک خانواده مسلمان و متوسط و البته فوتبالی.
فوتبال جزو علایق خانوادگی ما محسوب می شود. تیم سلتیک جزو تنها علایق مشترک خانواده ما به حساب می آید. در کل ایرلند سلتیک به دلیل اعتقادات دینی مردم از محبوبیت بالایی برخوردار است. تنها مشکلم با خانواده ام دوست داشتن تیم منچستر است. من منچستریونایتد را دوست دارم ولی خانواده ام دوستدار تیم آرسنال هستند. کری جالبی بین ما در زمان بازی این دو تیم به وجود می آید. کلا علاقه خاصی به لیگ انگلیس دارم.جذاب ترین فوتبال در لیگ این کشور برگزار می شود. همیشه وقتم را به گونه ای تنظیم می کنم که بتوانم بازی های لیگ برتر را مشاهده کنم.

 

- در این مدت که در ایران بودی تو را دیدیم، لباس های زیادی عوض نکردی.
به تیپ زدن علاقه دارم اما وقتم را هدر نمی دهم. دوست دارم تیپ های معمولی داشته باشم و به سبک تیپ کلاسیک انگلیسی علاقه دارم. خالکوبی ندارم و دوست دارم ساده باشم. به طور کلی اهل تیپ زدن نیستم.

 

- چطور تفریح می کنی؟
فیلم و موسیقی از علایق من هستند. کلی فیلم با خودم آورده ام و در لپ تاپم همیشه فیلم نگاه می کنم.

 

- سبک خاصی را دوست داری؟
نه نه، سعی می کنم بهترین فیلم ها را ببینم. فیلم هایی که در اسکار حضور دارند را دنبال می کنم و سعی می کنم آنها را تماشا کنم.

 

- نام فیلم “جدایی نادر از سیمین” را شنیده ای؟
چیزهایی در این باره شنیده ام. می دانم در اسکار شرکت داده شده ولی خب ندیده ام که نظری در موردش بدهم.

 

- موزیک چطور؟
موزیک آرامش خاصی به من می دهد. همیشه در اردوها موزیک گوش می دهم. به سبک پاپ علاقه دارم و بیشتر آهنگ های روز را گوش می دهم.

 

- دیگر باید تنهایی زندگی کردن را یاد بگیری. می توانی از پس کارهای خودت بر بیایی؟
در زندگی شخصی فوق العاده تنبل هستم و اهل شست و شو و پخت و پز نیستم. برای همین از باشگاه درخواست کردم برایم آپارتمان تهیه نکنند و در هتل زندگی کنم. خب در هتل همه چیز آماده است و می توانم وقت آزاد بیشتری داشته باشم. کباب های ایرانی واقعا خوشمزه هستند و طعم چند نوع آن را چشیده ام و جالب بود.

 

- ژورنالیست هم که هستی؟
از دو سال پیش کار نوشتن و ژورنالیستی را با نوشتن در دنیای فوتبال شروع کردم و بعد از آن در یک مجله و روزنامه هفتگی صرفا از روی علاقه شخصی می نوشتم. در این نوشته ها سعی می کردم نظر شخصی خودم را درباره فوتبال، لیگ برتر و شرایط آن روی کاغذ بیاورم. از این کار لذت می برم.

 

- چقدر درس خواندی؟همزمان با بازی کردن بود؟
لیسانس اقتصاد دارم و دوست دارم بعد از اتمام فوتبالم کارم را در آن رشته ادامه بدهم. فارغ التحصیل دانشکده دوبلین هستم و مجبور بودم همزمان با فوتبال بازی کردن تحصیل خودم را توام انجام بدهم. محل تحصیلم با باشگاه دری سیتی ۴۰ کیلومتر فاصله داشت و بعد از حضور در باشگاه به دانشگاه می رفتم.

***

ایموند زاید و لذتی که از گل زدن به استقلال برده
این هتریک لذت بخش ترین بود
مهاجم ایرلندی – لیبیایی پرسپولیس هر چند زیاد در مورد دربی حرف زده اما انگار همیشه حرف های جدیدی برای گفتن دارد. حتما این بخش از حرف های او را بخوانید.

 

- بهترین تصویری که از دربی یادت مانده؟
وقتی بین دو نیمه در حال گرم کردن بودم برق ورزشگاه قطع شد و استادیوم سیاه شد. زمانی که تماشاگران چراغ موبایل خود را روشن کردند صحنه جالبی به وجود آمد و آن لحظه واقعا بیادماندنی بود.

 

- گل هایت چطور؟ آنها تو را هیجان زده نمی کند؟
خب آن تصویر خیلی به یاد ماندنی بود اما گل هایم بهترین خاطراتم هستند. مخصوصا اولی. این گل حساس و حیاتی بود و بهترین لحظه دربی بود چون راه خودم و تیم را باز کرد. انگیزه بین بازیکنان برگشت و قفل شکست.

 

- بعد از گل زدن به سمت شرقی زمین رفتی. آنجا نه تیفوسی ها هستند نه عکاس ها.
در زمان گل زدن همیشه به سمت تماشاگران می روم و دوست دارم شادی ام را با آنها تقسیم کنم. از اینکه مهاجم هستم و می توانم با گلزنی آنها را خوشحال کنم لذت خاصی می برم. نمی دانم آنها تیفوسی بودند یا خیر. البته برایم فرقی نمی کند. همه تماشگرانی که به استادیوم می آیند به یک اندازه خرج می کنند و مطمئنا به یک اندازه تیم را دوست دارند. سعی می کنم اینباربه قسمت های بیشتری بروم و با تمام استادیوم خوشحالی کنیم. نمی دانم در پایان فصل چند گل دیگر می توانم برای پرسپولیس بزنم اما این را مطمئنم که مشکلی برای آقای گل ها به وجود نمی آورم. خوشحال می شوم تا پایان فصل تعداد گل هایم برای پرسپولیس دو رقمی شود. البته همانطور که گفتم کار سختی دارم.

 

- در یکی از مصاحبه هایت گفتی که انتظار داشتی به خاطر هت تریک توپ را امضا کنند و به تو بدهند.
پیشنهادم درباره اهدا توپ امضا شده را کاملا جدی گفتم. این مسئله خاطره خوبی برای بازیکن ایجاد می کند. در ایرلند دو بار هت تریک کردم و در آن بازی ها تمام بازیکنان توپ را امضا کردند، تاریخ و نتیجه بازی را نوشتند و به من هدیه دادند. هنوز آن دو توپ را دارم و برایم انگیزه ایجاد می کرد. باید اعتراف کنم که هت تریک در بازی با استقلال برایم لذت بخش تر بود چون التهاب در بین بازیکنان و هواداران را کاملا احساس می کردم و دوست داشتم در آن لحظه کاری انجام دهم.

 

- طوری صحبت می کنی انگار لذت بخش ترین لحظه زندگی ات بوده؟
لذت بالاتری از گلزنی در یک دیدار حساس وجود ندارد. در این چند روز چند جمله درباره گل هایم گفته ام اما هنوز نتوانستم حس واقعی ام را از گل هایم بیان کنم. یک حس خاص و فوق العاده است که به زبان نمی آید. غیر قابل توصیف است و همچنان سرمست از این قضیه هستم. تنها کسی می تواند آن را درک کند که بتواند در آن موقعیت قرار بگیرد. در هفته ای که گذشت همواره مورد لطف هواداران و مردمی که مرا نمی شناختند قرار گرفتم و لذت اینکه آنها را خوشحال کردم همیشه همراه من خواهد بود.

حرف های زاید درباره زندگی شخصی اش در ایران

پیرمرد گفت: تو همانی که سه گل زدی؟
زندگی در ایران با اینکه برای ایمون تازه است اما جذابیت های خودش را دارد. او همانند کسانی که به ایران می آیند، از رفتار محبت آمیز مردم شگفت زده شده و فعلا به او خوش می گذرد.

 

کلمه فارسی یاد گرفته ای؟
در این مدت فقط سلام و خداحافظی یاد گرفته ام.

 

چه غذاهایی دوست داری؟
کباب های ایرانی واقعا خوشمزه هستند و طعم چند نوع از آنها را چشیده ام و جالب بود.

 

- در ایران دوست هم داری؟
در این مدت با دوستان خوبی در ایران آشنا شدم. بهترین دوستانم در سفارت ایرلند هستند و معمولا اوقاتم را با آنها می گذرانم. شناخت خوبی از ایران دارند. با آنها به رستوران ژاپنی و یک رستوران به اسم گیلانه رفتیم.

 

- در تیم چطور؟
مهرداد اولادی، مهدوی کیا، هاشمیان و جواد کاظمیان از دوستان صمیمی من هستند. آنها به خوبی انگلیسی حرف می زنند و می توانم با آنها ارتباط برقرار کنم. اولادی هم معمولا در زمان حرف زدن مربی به من کمک می کند و از این بابت نسبت به او حس خوبی دارم.

 

- میانه ات با دنیزلی چطور است؟
دنیزلی مربی باتجربه و با سابقه ای است که کارنامه خوبی دارد. شنیدم در این در سابق کاملا موثر عمل کرده و او را قبول دارند. همین ابزار خوبی برای یک مربی است. اینکه او را قبول داشته باشند و اعتماد بین آنها برقرار باشد کمک زیادی برای کسب نتیجه می کند.

 

- با علی کریمی چطور؟
علی کریمی با چیزهایی که درباره اش شنیده بودم فرقی نمی کرد. لقب جادوگر واقعا برازنده اوست. در خیلی از بازی ها فرمانده تیم ما بود و کارهای فوق العاده ای انجام می دهد. از بازیکنی که سابقه حضور در تیمی مثل بایرن مونیخ را در کارنامه دارد غیر از این انتظار نمی رود. از بازی او لذت می برم و واقعا یک مدیشن در میان زمین است.

 

- و علی دایی؟
علی دایی را در فوتبال تان می شناختم و چیزهایی زیادی درباره اش شنیده بودم و دوست داشتم او را از نزدیک ببینم.

 

- انگار از دربی چیز زیادی نمی دانستی که اینقدر شوکه شدی؟
در مورد دربی ایران باید بگویم اطلاعاتی داشتم ولی دوست نداشتم زیاد تمرکزم را در این موضع از دست بدهم. تمام دوستان و بیشتر هم تیمی هایم در این باره در هفته قبل از دربی صحبت می کردند و نوعی هیجان همراه با استرس را در آنها مشاهده می کردم. من کاملا خونسرد بودم.

 

- زندگی در ایران چطور است؟
مردم ایران قبل از بازی دربی هم برخورد گرمی با من داشتند و بعد از اینکه متوجه می شدند من عضو تیم پرسپولیس هستم لطف شان سرشار می شود. برای من که در کشوری مثل ایرلند با مردمی خشک و سرد زندگی می کردم این موضوع کاملا جذاب است. در ایران و طی این مدت تجربه بدی نداشتم. هرکس مرا می بیند سعی می کند با هر زبانی به من لطفش را نشان دادند. خیلی ها را دیدم که فقط به من i love you می گفتند و بعد دیگر بلد نبودند چه باید بگویند! از گفتن همین یک جمله آنها هم خوشحال می شوم و واقعا شما خوش شانس هستید که مردمی خونگرم دارید. یک نفر که سن بالایی داشت چند روز پیش مرا در هتل دید و به سمتم آمد و گفت:” تو همان کسی هستی که سه گل زدی؟” بعد از اینکه مرا شناخت اصرار زیادی می کرد که حتما به خانه شان بروم و خیلی دوست داشتنی رفتار می کرد.

ای خبر ورزشی ، چقدر تو بی ارزشی

 

ای خبر ورزشی ، چقدر تو بی ارزشی

 

چند میگری تحقیر کنی؟


بی جنبه ها !!!
تیتری به رنگ قرمزکه بر روی یکی از پر فروش ترین روزنامه های ورزشی صبح ایران نمایان بود !!!
به گزارش هوادار سرخ،این تیتر تیم سرخ و محبوب پایتخت را نشانه گرفته بود و شاید قلب ملیون ها هوادار و قلب جوانهایی که مرگ و زندگیشان بسته به همین تیم است که خبر ورزشی به آن لقب بی جنبه داده!!!
انصاف از قلم ها رخت بربسته تحقیر و تمسخر و بی انصافی جایگزین حیایی شده که هر قلم به دستی باید داشته باشد
و حالا بی شک همه ی حرمت ها زیر پا رفته که به تیمی که بزرگانش وهواداران میلیونیش آوازه شان را همه ی دنیا شنیده اند میگویند بی جنبه!!!
این بی جنبه توهین به یک اعتبار و عظمت بود توهین به منه هودار توهین به پروین ها و پنجعلی ها توهین به دایی ها و پیوس ها و کلانی ها !!!
آهای تو که مینویسی چشمانت باز است؟
بعید میدانم…
که اگرباز بود اینچنین بی مهابا به یک اعتبار حمله نمیبردی!!!
حقیقتی تلخ روز به روز برایم روشن و روشن تر میشود …
اینکه بعضی قلم به دستان ما با چشم بسته مینویسند و فقط میخواهند که قلم به اطاعت ار اربابانشان بگردانند و به هر قیمیتی واژه ها را به سود خود ردیف کنند و تمام …
فردا هم روز از نو روزی ازنو بار دیگر توهین بار دیگر دروغ بار دیگر شایعه سازی بار دیگر…
روی سخنم با همه خبرنگاران و نویسندگان نیست روی سخنم با همه مطبوعات نیست روی سخنم با آنهایی نیست که یا عاشق کارشانند و حرمت کارشان را نگه میدارند یا عاشق رنگی هستند و حرمت عشق خودشان رانگه میدارند! روی سخنم با آنهایی که شرافتمندانه مینویسند نیست
روی سخنم با همان هاییست که سالهاست دروغ تحویل خلق الله میدهند!!! روی سخنم با اوییست که عزت را میخواهد از تیمی بگیرد که عزت خدایی دارد و با این یاوه نویسان کاری ندارد
روی سخنم با توییست که عشق مرا بی جنبه خطاب کردی روی سخنم با خوده خودت است که خوب میدانی آتش میکشی یک مشت دل عاشق را با این تیترها!! ولی باز هم تیتر میزنی و نان این آتش کشیدن ها را میخوری !!!
قانون که نباشد هرکسی مینویسد هر کسی جرات پیدا میکند توهین کند و این توهین ها چاپ میشود و به سراسر کشور میرود و آب از آب تکان نمیخورد اینجا دیار بی قانونیست دیار مطبوعات زرد دیاری که کمر بر تخریب یک هویت بسته اند !!! دیاری که خبر ورزشی سالها توهین میکند وتهمت میزند و دروغ به خورد بندگان خدا میدهد ولی زورش میرسد و میماند و میکوبد !!!
ولی آقایان خبر ورزشی نویس آقایانی که ستون ها را با دروغ رنگ میکنید و مردم را سیاه!! نمیگذارم و نمیگذاریم این قلم آلوده شما تخریب کند هویت نام مقدس را پرسپولیس را! قلمی که بخواهد به رنگ سرخ بچرخد باید مطهر باشد حمایت یا انتقاد باید پاک باشد و من سالهاست پاکی در نوشته تان نمیبینم !!!
این پرسپولیس مدعی دارد پرسپولیس بچه ی سر راهی نیست که هرچه بخواهی به سرش بکوبی و دنیا ساکت بماند! با پرسپولیس بجنگی با ما طرفی و ما هم به شیوه خودت انتقاممان را میگیریم.
من مدعی پرسپولیسم مدعی عشقم مدعی رنگ سرخی که عزت دارد و شرافت و بزرگی !!!
تو با هیچ ابزاری نخواهی توانست این عزت و بزرگی را بگیری !!!
پرسپولیس آبرو دارد و ما نمیگذاریم با یاوه گویی کمر به ریختن آبروی پرسپولیس ببندی !
بیجنبه به دلیل یک باخت ؟ باختی که اگر دنیا را هم ردیف میکردیم سرمان می آوردند باخت هایی که ابر و باد مه و خورشید و فلک دست به دست هم میدهند و تقدیم ما میکندد؟
بی جنبه چون دربی را بردیم و آمدیم به فجر باختیم ؟ بردیم چون لیاقتش را داشتیم و باختیم چون باخت جزئی از فوتبال است و این جزئی از فوتبال را داوران برای ما با دقت هرچه تمام تر دارند رقم میزندد !!!
بی جنبه پرسپولیس است یا تویی که هنوز تکلیفت و باخودت مشخص نیست و قلمت به همان طریقی میچرخد که ازت خواسته اند و جنبه این قلم را نداری !!!
قلمت به سمتی میرود که نه عقل میرد نه مروت !!!!
این قلم میپوسد اگر روح آدمیت در آن ندمی هر چند هستند آدمهایی که میپسندند این توهین ها را ولی ما نمیپسندیم و نمیخواهیم توهین هایت متوجه سرخی پرسپولیسمان شود !
یادت باشد خیل عظیم هواداران می خشکانند تو / قلمت و سرچشمه آن را !!!
ودر انتها باید شعار همیشگی یاران سرخ را به این روزنامه مغرض و استقلالی یاد آوری کرد :
ای خبر ورزشی ………..چقدر تو بی ارزشی

هفته بیست و چهارم لیگ برتر فوتبال


 
 
 
پرسپولیس ۱۰ نفره دربی را فتح کرد/ پایان دوران سوبله چوبله!

 

هفتاد و چهارمین دربی پایتخت به رنگ قرمز در آمد و پرسپولیس ۱۰ نفره برابر استقلال به برتری دست یافت.

به گزارش هوادار سرخ، دیدار استقلال و پرسپولیس از ساعت ۱۸ در ورزشگاه آزادی در حضور بیش از ۶۵ هزار نفر آغاز شد و با نتیجه ۳ بر ۲ به سود پرسپولیس به پایان رسید.
بازی با برتری نسبی پرسپولیس شروع شد و این تیم دو موقعیت خوب راهم از دست داد اما استقلال رفته رفته بهتر شد و در دقیقه ۳۲ روی اشتباه علی کریمی، فریدون زندی پاس زیبایی را به میلاد میداودی داد و این بازیکن اولین گل خود در دربی را برای استقلال به ثمر رساند.
استقلال در دقیقه ۵۰ توسط فریدون زندی به گل دوم رسید. در ادامه در حالی که پرسپولیس ۱۰ نفره به بازی ادامه می داد در دقایق ۸۲ و ۸۳ توسط ایمون زائد به گل رسید تا بازی به تساوی کشیده شود. در دقیقه ۹۰+۲ ایمون زائد توانست گل سوم و پیروزی بخش پرسپولیس را به ثمر برساند.
قضاوت این مسابقه بر عهده علیرضا فغانی بود. وی به علی حمودی و فریدون زندی و شریفات از استقلال کارت زرد نشان داد. در دقیقه ۶۷ نیز مهرداد اولادی از پرسپولیس اخراج شد.

بازیکنان استقلال:
مهدی رحمتی، الونگ(۴۶- محسن یوسفی)، حنیف عمران زاده، میثم حسینی، علی حمودی، کیانوش رحمتی، پژمان منتظری، اسماعیل شریفات، فریدون زندی، میلاد میداودی( ۹۰- یرکوویچ)، آرش برهانی
سرمربی: پرویز مظلومی

بازیکنان پرسپولیس:
حسین هوشیار، رضا نورمحمدی، مجتبی شیری، ابراهیم شکوری، حمید علی عسگر، مازیار زارع، محمد نوری(۸۹- حسین بادامکی)، هادی نوروزی(۵۶- مهدی مهدوی کیا)، غلامرضا رضایی(۵۶- ایمون زائد)، مهرداد اولادی، علی کریمی
سرمربی: دنیزلی

نشان و پایگاه اینترنتی جدید باشگاه پرسپولیس رونمایی شد

nz16iu5jzxrjuxpfbbsp
 

نشان و پایگاه اینترنتی جدید باشگاه پرسپولیس رونمایی شد

 

نشان و پایگاه اینترنتی جدید باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس امروز طی مراسمی در محل باشگاه رونمایی شد.
به گزارش هوادار سرخ و به نقل ازسایت رسمی باشگاه پرسپولیس، این مراسم با حضور مسئولان باشگاه، شخص محمد رویانیان مدیر عامل باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس، عزیز ا… محمدی (رئیس سازمان لیگ)، حجت ا… بهمنی (مدیر روابط عمومی سازمان لیگ)، علیرضا حقیقی، جلال اکبری و جمعی از خبرنگاران، گزارشگران، عکاسان و تصویربرداران رسانه ها با مجری گری جواد یحیوی برگزار شد.

 

 

نشان رسمی و جدید باشگاه پرسپولیس که با احترام به اصالت نشان قبلی بازآفرینی شد، در کنار پورتال جدید باشگاه پرسپولیس و همچنین سامانه پیامکی هواداران (۲۰۰۰۱۳۴۶) که ارتباط هواداران با پرسپولیس را با ارائه خدمات نوین و حرفه ای میسر می کند، معرفی شد.

گفتنی است؛ پایگاه اینترنتی جدید باشگاه پرسپولیس از روز شنبه در اختیار عموم هواداران و رسانه ها قرار خواهد گرفت.

و حالا دربی ۷۴

1
 
نبردی نابرابر در هفتاد و چهارمین شهرآورد پایتخت
 

روز پنجشنبه ساعت ۱۸ هفتادوچهارمین شهرآورد دو تیم سرخابی تحت عنوان دربی برگزار میشود که با هم مروری داریم بر این بازی و بررسی ریز به ریز نکات مربوط به این مسابقه :


دربی ۷۴ تا چند ساعت دیگر برگزار می شود و بار دیگر تب فوتبال در اوج خواهد رفت شرایط دو تیم قرمزو آبی پایتخت برای دربی مورد توجه اکثر فوتبالدوستان ایرانی است استقلال در نقطه اوج است این تیم صدر نشین بلا منازع لیگ و فینالیست جام حذفی است و در سوی دیگر پرسپولیسی است که شاید چندان خوب نتیجه نمی گیرد اما به همت سر مربی بادانشی چون مصطفی دینزلی خوب و زیبا بازی می کند استقلال پس از ۴ دربی پشت سر هم پیروز به دنبال پیروزی دیگری است و پرسپولیس برای حیثیت می آید تیمی که تنها امید به این دربی دارد و موفقیت در رقابتهای آسیائی که بزودی برگزار می شود اما در بین دو تیم چه می گذرد

۱/ دروازه بان ها
در درون دروازه استقلال بهترین و با تجربه ترین دروازه بان ایران است رحمتی امروز دروازه بانی در حد یک گلر بین المللی می تواند باشد و افسوی می خوریم که دروازه بان عمان در لیگ برتر انگلستان بازی می کند و رحمتی ما پیشنهاد بهتر از دانمارک نداشته است رحمتی قوی است و با روحیه است در سوی دیگر هوشیار است او در مقابل استقلال در خشید و به پرسپولیس پیوست و حالا درخشش او در دربی می تواند راه او را باز کند هوشیار تجربه ندارد اما جوانی و چالاکی دارد توقع از او زیاد نیست و می تواند با درخشش در این بازی راه عابد زاده و سلطانی و مودت و طاووسی و عزیز اصلی و وازگن صفریان … را ادامه دهد

۲/ خط دفاع
در استقلال خط دفاع مستحکم است میثم حسینی در چپ و حنیف عمران زاده و منتظری در وسط و خسرو حیدری در چپ جا افتاده هستند این خط دفاعی گاه به گاهی سر به هوائی دارد اما نسبت به دفاع پرسپولیس بهتر عمل می کند عمران زاده مهره تهاجمی نیز هست و خسرو حیدری هر چند چون دوران وج قبل از مصدومیتش نیست اما باز با تجربه است میثم حسینی فصل موفق خود را همچنان ادامه می دهد که البته باید دید در دربی ۷۴ موفق می شود یا خیر در تیم پرسپولیس مشکلات همچنان ادامه دارد ابراهیم شکوری بهتر شده است و نور محمدی و شیری همچنان مشکل دارند و در دفاع راست ابهام وجود دارد اما به نظر می رسد حمید علی عسگر بازی کند خط دفاعی پرسپولیس راحت گل می خورد سر به هوا است و ضعفهای بی شماری دارد جدال خط دفاعی دو تیم با مهاجم برای خود می تواند قابل توجه باشد

۳/ خط میانی

نبرد کریمی و نوری از یک سو و جباری از سمت دیگر تکلیف گل زنی را روشن می کند به نظر می رسد استقلال کیانوش رحمتی را در جلوی خط دفاع نگاه دارد جباری و زندی و میداوودی در جلوی او بازی کنند البته این امکان وجود دارد که یاران خارجی استقلال هم در این نقطه زمین وارد شوند بازیکنی چون جباری می تواند با پاسهای عالی خود بازیکنی چون برهانی و شریفات را به جلو فرا خوانند استقلال با کوچ مجیدی کمی قوای تهاجمیش از کار کرد افتاده است اما در تیم پرسپولیس مازیار زارع هافبک تدافعی است ممکن است کریمی و نوری در کنار هم باشند در سمت راست غلامرضائی و شاید مهدوی کیا بازی کنند تا با میثم حسینی کم تجربه را تحت فشار قرار دهند و در سمت چپ کاظمیان یا اولادی خواهند بود به نظر می آید تیم دنیزلی به سرعت و تیم استقلال به قدرت فکر خواهند کرد نبرد میانه میدان برنده را مشخص می کنند جباری و نوری در هفته های اخیر نشان داده اند که تا چه حد روند رو به جلوئی داشته اند و کریمی می تواند ورق را به سوی سرخها بر گرداند البته خسرو حیدری و جباری و برهانی می توانند چندان به خط میانی پرسپولیس اجازه ندهند بی محابا حمله کنند

۴/خط حمله
پرسپولیس در هفته های اخیر بهتر گل می زند موقعیتهای بیشتری می سازد ترافیک خط حمله پرسپولیس زیاد است کاظمیان و اولادی و غلام رضائی و زاید و نوروزی در این خط هستند باز گشت نوروزی و استفاده از یک بازیکن فیزیکی چون زاید و انگیزه های کاظمیان و اولادی می توانند بسیار برای استقلال درد سر ساز باشند در تیم استقلال خط حمله بعد از رفتن مجیدی چندان خوب نبوده است اما سرعت برهانی و شریفات و شوتهای میداوودی می توانند برای پرسپولیس دردسر ساز بشوند

۵/ تعویض ها
هر دو تیم می توانند در مقاطعی دست به تغییر نفرات مناسب بزنند تیم پرسپولیس بر خلاف بازی جام حذفی از کمبود کمتر بازیکن رو به رو است و استقلال با رفتن مجیدی و کرار از بعد قوای آشنا به دربی کمی ضعیف تر شده است

۶/داوری

در بازی های اخیر دربی و خصوصا در هفته های اخیر مشکلات داوری وحشتناک بوده است و خیلی از نتایج بازیها را دچار مسئله کرده است امید که دربی دارای چنین مشکلی نباشد

۷/تماشاچیا
ن
این بار تماشاچیان هر دو طرف خیلی امیدوارند استقلالی ها در اوج موفقیت هستند و پرسپولیسی ها بسیار پر امید هستند و چنین است که باید شاهد شور بی نهایت آنها باشیم
به انتظار می نشینم برد در این بازی برای هر دو سر مربی یعنی اعتماد به نفسی بسیار بالا برای ادامه کار برای دنیزلی و مظلومی به انتظار می نشینیم

ای کاش بازیکنان پرسپولیس قدر جادوگر تمام نشدنی خود را می دانستند

01
 
 

ای کاش بازیکنان پرسپولیس قدر جادوگر تمام نشدنی خود را می دانستند

 

انگار یاد جوانی هایش افتاده بود و یکبار دیگر ساق های اعجاب انگیزش در وسط میدان هنرنمایی می کرد. جادوی ‘علی کریمی’ به نظر می رسد تمامی ندارد و هنوز هم بهترین فوتبالیست حال حاضر این مملکت محسوب می‌شود.
به گزارش هوادار سرخ، جادوی ساق های اساطیری کاپیتان پرسپولیس را مقابل ذوب آهن در ورزشگاه آزادی دیدیم. چه کسی باور می‌کند که شماره ۸ تیم سرخپوش پایتخت در این سن و سال و در حضور جوانان مستعد و ملی پوش حریف اینگونه هنرنمایی کند و هوادران تیم محبوبش را به وجود آورد؟ چه کسی می تواند بپذیرد که علی کریمی مثل یک جوان ۲۰ ساله انرژی و انگیزه دارد و هنوز هم اگر اراده کند، می تواند هر خط دفاعی را به آتش بکشد و برای تیمش موقعیت ایجاد کند؟
باور کردنی نیست اما انگار جادوی ساق های اساطیری کاپیتان تیم سرخپوش تهرانی تمامی ندارد و او همچنان با نبوغ خاص خودش و توانایی‌های منحصر به فردش در میادین حکمرانی می کند و همگان را به وجد می آورد. آری، این علی کریمی است که با این سن و سال هنوز هم بهترین فوتبالیست این مرز و بوم محسوب می شود و می تواند به تنهایی و در هر لحظه ای که اراده کند برای حریف دردسر و برای تیم خودش موقعیت ایجاد کند.
ای کاش در چنین روزهایی علی کریمی در پرسپولیس تنها نبود و بازیکنانی در این تیم حضور داشتند که اگرچه به اندازه او توانایی نداشتند اما حداقل قدر هنر او را می دانستند و می توانستند زحمات او را به بار بنشانند. ای کاش جادوی جادوگر در وسط چمن سبز هرز نمی رفت و بازیکنان پرسپولیس که حالا چنین فرصت بزرگی نصیبشان شده تا در کنار مرد استثنایی فوتبال ایران بازی می کنند، به علی کریمی کمک می کردند تا هنر او بیشتر مثمرثمر واقع شود و پرسپولیس با اتکا به توانایی‌های خاص و منحصر به فرد کاپیتانش نتیجه می گرفت.
حیف و حیف که علی کریمی در پرسپولیس تنهاست و بازیکنی همسطح خودش در این تیم نمی بیند تا نتایج بهتری برای تیم محبوبش رقم بزند.

گزارش کامل تصویری دیدار دو تیم پرسپولیس – ذوب آهن



 

گزارش  تصویری دیدار دو تیم پرسپولیس – ذوب آهن


 

سایت هوادار سرخ: در ادامه رقابت های لیگ برتر ایران در هفته بیست و سوم دو تیم پرسپولیس و ذوب آهن به مصاف هم رفتند که گزارش تصویری آن را با هم ببینیم :

 












حواشی دیدار پرسپولیس- ذوب آهن

12
 
حواشی دیدار پرسپولیس- ذوب آهن
 

حمله یک گربه سیاه به نیمکت ذوب‌آهن/ دروازه‌بان رابین کازان در ورزشگاه آزادی!

استقبال کم تماشاگران، دویدن گربه سیاه اطراف نیمکت ذوب آهن و کری خانی هواداران پرسپولیس برای استقلالی ها در آستانه دربی از مهمترین حواشی دیدار پرسپولیس- ذوب آهن بود.
به گزارش هوادار سرخ، سرمای هوا و نتایج نه چندان خوب پرسپولیس باعث شد تا باز هم تعداد تماشاگران این تیم به بیش از ۱۰ هزار نفر نرسد این در حالی بود که برای حمایت تیم ذوب آهن نزدیک به ۵۰ تماشاگر از اصفهان به ورزشگاه آزادی آمده بودند.

دیدار تیم های پرسپولیس و ذوب آهن در حالی از ساعت ۱۸ امروز یکشنبه در چارچوب هفته بیست و سوم لیگ برتر در ورزشگاه آزادی برگزار شد که حواشی این دیدار در زیر می آید.

* پیش از آغاز مسابقه تصاویری از دیدار استقلال – تراکتورسازی از اسکوربرد ورزشگاه آزادی پخش شد که هواداران پرسپولیس نسبت به پیروزی آبی پوشان واکنش نشان داده و علیه این تیم شعارهایی سر دادند.

* تماشاگران پرسپولیس به علت نتایج نه چندان خوب این در هفته های گذشته کمتر به تشویق بازیکنان این تیم پرداختند اما حساب علی کریمی و حسین هوشیار که برای نخستین بار در ترکیب سرخپوشان قرار می‌گرفت از دیگران جدا بود و آنها بارها مورد تشویق هواداران قرار گرفتند.

* پیش از آغاز بازی محمد نوری و مهرداد اولادی سمت نیمکت ذوب‌آهن رفتند و با ابراهیم زاده و مربیان این تیم خوش و بش کردند.

* محمد منصوری، هافبک پیشین پرسپولیس که در نیم فصل دوم به عضویت ذوب آهن در آمده نیز پیش از آغاز بازی به سمت دنیزلی رفت و برای حضور در میدان از وی رخصت گرفت.

* میثاق معمارزاده که در این بازی نیمکت نشین شده بود پیش از آغاز این مسابقه در گرم کردن به زمین نیامد و آرام و بی و سر و صدا روی نیمکت تیم حاضر شد.

* محمد نصرتی مدافع محروم تیم پرسپولیس از تماشاگران ویژه این بازی بود، تماشاگران پرسپولیس با دیدن او شعار می دادند استیناف یادت باشه نصرتی باید باشه.

* در دقایق میانی نیمه اول، یک گربه سیاه از راهروی ورزشگاه به بیرون پرید و به سمت نیمکت ذوب آهن رفت، در نیمه دوم نیز این اتفاق تکرار شد که از نکات جالب توجه این بازی بود.

* مارکار آقاجانیان و آنتونیو سیموئز از مربیان تیم ملی بودند که برای تماشای مسابقه به ورزشگاه آمده بودند.

* در جایگاه ویژه ورزشگاه آزادی همچنین چهره هایی چون، اسماعیل حسن زاده رئیس کمیته انضباطی فوتبال، مجید فرخزادی عضو پیشین هیئت مدیره پرسپولیس، رضا غیاثی عضو دپارتمان داوری فدراسیون، علیرضا محمد و علیرضا حقیقی حضور داشتند.

* علیرضا حقیقی دروازه بان پیشین تیم پرسپولیس که به عضویت رابین کازان روسیه در آمده است برای انجام کارهای شخصی خود به تهران آمده است، او امروز از این فرصت استفاده کرده و برای تماشای بازی سرخپوشان به ورزشگاه آزادی آمده بود. نکته جالب توجه اینکه تماشاگران پرسپولیس بارها به تشویق این دروازه بان پرداخته و از او حمایت می کردند.

* تماشاگران پرسپولیس با سر دادن شعارهایی برای بازی هفته دیگر مقابل استقلال کری می خواندند، نکته جالب توجه اینکه آنها در شعارهایشان به جای اینکه جمعه روز بازی مقابل استقلال می خواندند.

* در بین دو نیمه مربی تیم ذوب آهن علی احمدی را که در اواخر نیمه اول به زمین آورده بود گرم کرد.

* در اواسط نیمه اول داور به منصور ابراهیم زاده تذکر داد، چرا که او در چندین صحنه به داوری اعتراض کرده بود.

* تماشاگران پرسپولیس به محمد قاضی مهاجم ملی پوش ذوب آهن توهین کردند، توهین آنها به بازیکن ذوب آهن به خاطر درگیری او با علیرضا نورمحمدی بود.

آخرین دیدار از هفته بیست و سوم؛پرسپولیس صفر – ذوب آهن صفر

1327861972
 
 
نه گل زدیم نه گل خوردیم
 

آخرین دیدار از هفته بیست و سوم مسابقات لیگ برتر فوتبال بین تیم های پرسپولیس و ذوب آهن با تساوی بدون گل به پایان رسید.
به گزارش هوادار سرخ و به نقل از سایت رسمی باشگاه پرسپولیس، سرخپوشان پایتخت علیرغم برتری در این دیدار، موفق به باز کردن دروازه میهمان اصفهانی خود نشدند و به تساوی بدون گل رضایت دادند.
نیمه اول این بازی توسط سرخپوشان با سوت محسن قهرمانی آغاز شد و تیم پرسپولیس از همان ابتدای بازی، هجومی ظاهر شد و چندین موقعیت مناسب برای گلزنی به دست آورد اما دروازه ذوب آهن تا پایان بسته ماند.
مصطفی دنیزلی در این بازی، حسین هوشیار را به جای میثاق معمارزاده در درون دروازه سرخپوشان قرار داد که این بازیکن نیز عملکرد قابل قبولی داشت و توانست دروازه سرخپوشان را بسته نگاه دارد.
علی کریمی جادوگر فوتبال آسیا که در حد یک فوق ستاره ظاهر شد، موقعیت های فراوانی را برای همبازیانش خلق کرد که یکی پس از دیگری هدر رفت. این بازی در پایان نیمه اول با نتیجه بدون گل خاتمه یافت.
سرمربی پرسپولیس در نیمه دوم دو تعویض همزمان انجام داد و طی آن ایمون زاید و جواد کاظمیان را در خط حمله سرخپوشان بکار گرفت اما این دو مهاجم نیز نتوانستند از موقعیت های بوجود آمده استفاده کنند.
پرسپولیس لحظه به لحظه هجومی تر ظاهر می شد و تیم ذوب آهن به لاک دفاعی پناه آورده بود و در مواقعی از ضد حملات خود استفاده می کرد. در ادامه، حسین بادامکی نیز به میدان رفت. محسن قهرمانی در این مسابقه به حمیدرضا علی عسگری از پرسپولیس کارت زرد نشان داد.
تیم های پرسپولیس و ذوب آهن در پایان این مسابقه به تساوی بدون گل رضایت دادند.

گفتگوی مفصل و اختصاصی با مهدی مهدوی کیا

1440
 
مهدوی کیا: خوشحالم به تیمی برگشته ام که از بچگی عاشقش بودم
 

من نه به پول فوتبال احتیاج دارم و نه به شهرتش ؛ صمیمیت من و علی کریمی مثل گذشته است
به گزارش هوادار سرخ و به نقل از تماشا، از ابتدا تا انتهای مصاحبه مهدوی کیا می شد همه حس ها را تجربه کرد. هیجان، آرامش و خشونت. ابتدای مصاحبه تحت تاثیر حجب و حیای همیشگی مهدوی کیا بود. با همان متانتی که فقط خاص اوست، وارد مصاحبه شد اما به تدریج جو تغییر کرد. قابل پیش بینی نبود که او با شخصیت محجوبش بتواند اوج هیجان و حتی اوج عصبانیت را به نمایش بگذارد اما این اتفاق افتاد.
زمانی که در مورد دوران بازیگری اش در هامبورگ و بوندس لیگا صحبت می کرد و انگار تمام آن صحنه ها یکی پس از دیگری از جلوی چشمش می گذشت، هیجانی ناب را به معرض نمایش گذاشت اما وقتی بحث به فوتبال ایران کشید، جو عوض شد.
صحبت کردن راجع به داماش و اتفاقاتی که در گیلان برای او افتاده بود، او را به اوج عصبانیت کشاند؛ عصبانیت از قضاوت های بدی که راجع به او شده بود و برچسب هایی که برای اولین بار به او چسبانده بودند. اولین بار بود که این عصبانیت را در چهره و صدای مهدوی کیا می دیدیم. صحبت های بیشتر را از زبان خودش می خوانید.

 

* بعد از ۱۳ سال به پرسپولیس برگشتی. به نظر خودت زمان مناسبی برای بازگشت بود یا کمی دیر آمدی؟
- دقیقا ۱۳ سال گذشت. دقیقا ۱۳ دی بود که آخرین بازی ام را برای پرسپولیس انجام دادم و بعد از ۱۳ سال به این تیم آمدم. خیلی زود گذشت و اصلا باورم نمی شود که این زمان گذشته است. نمی دانم دیر است یا زود، خیلی دوست داشتم دو سال پیش این اتفاق می افتاد و زمانی که به ایران آمدم، به پرسپولیس می آمدم اما به دلایلی این اتفاق نیفتاد تا امروز به پرسپولیس بیایم. خیلی خوشحالم بعد از ۱۳ سال به تیمی برگشته ام که از بچگی عاشقش بودم. چهار سال رویایی را در این تیم گذراندم و روزهای بسیار خوبی در ایران و آسیا داشتیم.

* با توجه به روندی که در فوتبال آلمان داشتی و حسابی در آن فضا جا افتاده بودی، هیچ کس فکرش را نمی کرد که روزی به ایران بیایی و چند سال در لیگ برتر بازیکنی. خودت فکر این روز را می کردی؟
- هیچ وقت فکر نمی کردم بازهم در ایران فوتبال بازی کنم. البته از روزی که رفتم، همیشه در ذهنم بود که باید با پیراهن پرسپولیس خداحافظی کنم اما اینکه چند سال در ایران و در یک تیم دیگر بازی کنم، فکر نمی کردم اتفاق بیفتد. اما به خاطر مشکلاتی که قبلا توضیح دادم، برگشتم. فکر می کنم در یازده سالی که در فوتبال آلمان بودم، توانستم نماینده خوبی برای ایران باشم.
سال هایی که در هامبورگ بازی کردم، خوب بودم و حتی بعد از سال ها توانسته ام رابطه خوبم را با مسئولان و هواداران این تیم حفظ کنم. دوست دارم در یک مرحله دیگری از فوتبال اروپا ادامه دهم و آن هم بحث مربیگری است که صحبت هایی شده و دوست دارم مربیگری را از پایه و در اروپا آغاز کنم. همان طور که در بازیگری پله پله بالا آمدم، دوست دارم در مربیگری هم این مرحله را طی کنم.

* برنامه ۹۰ یک نظرسنجی گذاشت درمورد موفق ترین لژیونر ایران که در آن نظرسنجی علی دایی اول شد. این درحالی بود که همه فکر می کردند به خاطر تداوم حضورت در فوتبال آلمان، مردم به شما رای دهند. نظر خودت در این مورد چیست؟
- به نظرم تداوم در فوتبال اروپا بسیار مهم است و یک بحث جدی می خواهد. در فوتبال اروپا تیم ها بدنسازی بسیار سختی دارند و اینکه شما بیش از یک دهه در فوتبال اروپا بمانید، نشان می دهد که روحیه بالا و پشتکار زیادی داشته اید. بازی کردن در اروپا مشکلات خیلی خیلی زیادی دارد و بالا و پایینش زیاد است.
من در اروپا هم دوران خوب داشتم و هم دوران بد و حتی چند ماه سکونشین بودم اما آن قدر جنگیدم تا بتوانم حقم را بگیرم. همیشه وحید هاشمیان را ستایش می کنم که یازده سال در فوتبال آلمان بود و واقعا این کار آسانی نیست. زمانی که در هامبورگ بودم، به اکثر چیزهایی که می خواستم، رسیدم و عناوینی به دست آوردم که برای یک بازیکن ایرانی ارزشمند است. امیدوارم در آینده بازیکنانی پیدا شوند که بتوانند این راه را ادامه دهند.

* به نظر می رسد دیگر نسل بازیکنان لژیونر در آلمان تمام شده است.
- من و وحید دیگر آخرین بازیکنان بودیم. زمانی ۱۴، ۱۵ بازیکن در فوتبال آلمان بودند اما مدت هاست بعد از ما دیگر بازیکنی نرفته است.

* چرا؟ به نظر می رسد علاوه بر مسائل فوتبالی، شرایط اجتماعی و سیاسی هم در این قضیه موثر بوده.
- شاید اما آن زمان تیم هایی مانند استقلال و پرسپولیس بیشتر بازیکن می ساختند و شرایط فوتبال هم بهتر بود. شما ببینید چند بازیکن از این دو تیم ترانسفر شده اند.

* یعنی فقط به خاطر کیفیت بازیکنان آن دوره بود که ترانسفر می شدند؟
- نه. بارها بحث کرده ام که تنها جایی که فوتبال اروپا به فوتبال آسیا توجه می کند، جام جهانی است. مثلا فینال جام ملت های آسیا در اروپا در حد یک خبر سه چهار ثانیه ای مورد توجه قرار می گیرد اما جام جهانی جایی است که همه بازیکنان زیر ذره بین باشگاه های اروپایی قرار می گیرند.

* لیگ کشورهایی مانند کره و ژاپن را هم دنبال نمی کنند؟
نه. البته بحث لیگ این کشورها به خاطر اسپانسرهایی که دارند، جدا از کشورهای دیگر است. شرایطی را که بازیکنان ایرانی در اواخر دهه ۷۰ در فوتبال اروپا داشتند در حال حاضر بازیکنان کره و ژاپن دارند بازیکنانی بسیار باکیفیت که در تمام لیگ های اروپایی حضور دارند. تا اواخر سال ۹۰ ژاپنی ها جزو تیم های درجه دوم و سوم آسیا بودند اما با یک برنامه ریزی صحیح به جایگاه فعلی شان رسیده اند. آنها چند بازیکن باتجربه اروپایی را به لیگشان آوردند، تماشاچی و اسپانسر را جذب کردند و نتیجه اش این شد که می بینید.
اما برای ما برعکس این قضیه اتفاق افتاد. فوتبال ما بسیار پویا بود و فوتبالمان زنده شده بود، بعد از آن، فوتبالمان را حرفه ای کردیم درحالی که هیچ امکانات حرفه ای نداریم و AFC هم سهمیه های ما را کم می کند، بحث دیگری که متاسفانه در فوتبال ما پررنگ شده، بحث نتیجه گرا بودن است که همه در فوتبال نتیجه گرا شده اند. مدیر یا مربی می خواهد خودش را ابقا کند و بماند و به همین دلیل هم برنامه درازمدت وجود ندارد. یک بحث دیگر هم که ساعت ها می شود در مورد آن بحث کرد فوتبال پایه است.
زمانی که در تیم های پایه بازی می کردم سطحش در حد فوتبال بزرگسالان بود اما الان این طور نیست. در این مورد بارها با آقای دوستی مربی سابقم بحث کرده ام. او یک بار حرف جالبی به من زد و گفت کیفیتی که شما داشتید، اگر بازیکنان الان داشتند ما هر سال قهرمان آسیا می شدیم. ما فوتبال پایه مان را رها کردیم و می خواهیم در سطح ملی و باشگاهی نتیجه بگیریم.

* فکر می کنی چقدر از این مشکل به بحث مدیریتی برمی گردد؟ مدیران ما اکثرا فوتبالی نیستند و زمانی که به فوتبال می آیند سال ها زمان نیاز دارند تا با این فضا آشنا شوند.
- من یک مثال برای شما از فوتبال آلمان می زنم. آلمان همیشه در هر تورنمنتی که شرکت می کند جزو چهار تیم برتر است. اول مسابقات همه می گویند آلمان هیچ مقامی نمی آورد؛ اما آنها همیشه با مقام، هر تورنمنتی را ترک می کنند. دلیلش چیست؟ به خاطر اینکه آنها با نظم و انضباط فوتبال را یاد می گیرند و بازی می کنند.
سراسر فوتبال آنها برنامه ریزی شده است و کسی که می خواهد فوتبالیست شود از پنج شش سالگی فوتبال را یاد می گیرد. میانگین سنی تیم ملی آلمان به ۲۲ سال رسیده یعنی آنها این قدر استعداد دارند که میانگین سنی شان را به ۲۲ رسانده اند. روزی که اولیور کان از فوتبال خداحافظی کرد همه گفتند این تیم تمام می شود اما چند دروازه بان جوان به تیم ملی معرفی شدند.
زمانی که قبل از جام جانی دروازه بانشان آسیب دید همه نگران بودند؛ اما این تیم آن قدر دروازه بان جوان داشت که هیچ مشکلی به وجود نیامد. یا مثلا بالاک؛ او وقتی یک هفته قبل از جام جهانی مصدوم شد همه نگران بودند، به غیر از خود آلمانی ها. بالاک حتی فرصت خداحافظی هم پیدا نکرد چون آن قدر استعداد پشت سرش بود که یک مصدومیت باعث شد از فوتبال آلمان محو شود.

* پس شرایط اقتصادی و سیاسی را در این مسئله بی تاثیر می دانی؟
- مطمئنا تاثیر دارد، اما نه بیشتر از مسائل دیگر. همان طور که گفتم جام جهانی بهترین میدان برای دیدن بازیکنان آسیایی است. در گذشته ژاپن و کره به خاطر اسپانسرهایشان و مسائل اقتصادی توانستند به فوتبال اروپا راه پیدا کنند؛ اما الان شرایط فرق می کند و آنها واقعا بازیکنان باکیفیتی دارند. مثلا زمانی که من در هامبورگ بودم و تاکاهارا برای تست دادن آمده بود پنج شش دوربین تلویزیونی و ۱۵، ۱۶ خبرنگار و چهار پنج اسپانسر قوی همراه او به هامبورگ آمدند که همه تعجب کرده بودند.
این نشان می دهد که بحث اقتصادی چقدر مهم است. البته این مسئله که نفرات اولی که به فوتبال یک کشور می روند در رفتن نفرات بعدی بسیار مهم است. علی دایی، باقری و عزیزی نمایندگان بسیار خوبی از فوتبال ایران بودند و همین مسئله باعث شد تا بقیه بازیکنان هم به آلمان بروند. یکی دیگر از شانس های ما همگروهی با آلمان در جام جهانی بود چون آنها خیلی درباره فوتبال ایران تحقیق کرده بودند و شناخت زیادی از فوتبال ایران داشتند.

* به عنوان بازیکنی که سال ها در فوتبال آلمان بوده فکر می کنی مهم ترین فاکتور برای ماندگارشدن در فوتبال اروپا چیست؟ خیلی کم اتفاق افتاده که بازیکنان ایرانی بتوانند سال های طولانی در فوتبال اروپا بمانند؟
- واقعا سخت است که در فوتبال آلمان بمانی. بعضی اوقات تمرینات و فشار آن قدر سخت است که از فوتبال بازی کردن پشیمان می شوی و می گویی که نمی خواهم در فوتبال بمانم، مگر اینکه هدفی داشته باشی. در فوتبال آلمان باید بهتر از بازیکن آلمانی باشی تا بتوانی بازی کنی. اگر بهتر نباشی، آنها پولشان را دور نمی ریزند که تو را جذب کنند. اول که می روی زبان بلد نیستی و این مشکل ترین قسمت است. سختی بعدی ارتباط عاطفی برقرارکردن با بازیکنان و مربی است.
زمانی که ما به آلمان رفتیم جو مثبتی برای ایرانی ها نبود و این شرایط روز به روز سخت تر می شد. باید آن قدر رفتارهای حرفه ای از خودت نشان دهی و آن قدر احترام بگذاری و آن قدر کار کنی تا بدانند برای کمک کردن آمدی؛ اما وقتی تو را قبول کردند آن وقت ستاره می شوی و همه از تو حمایت می کنند. روزنامه ها، تماشاگران و مربیان همه از تو حمایت می کنند و دیگر برایشان فرقی نمی کند که تو خارجی هستی چون می خواهی به تیمشان کمک کنی. مثل اتفاقی که برای جواد نکونام افتاده. در ترکیب اصلی بازی می کند، پنالتی می زند و همه کاره است. شرایطی که من در هامبورگ داشتم واقعا خوب بود. بعد از شش سال فیکس بازی کردن مرا به سکو فرستاندند با تمام توانایی های فنی ام و با تمام محبوبیتم.

* چرا این اتفاق افتاد؟
مربی می گفت که تو به سیستم من نمی خوری و به تو اعتقاد ندارم.

* او همبازی ات هم بود؟
- بله. همبازی و دوستم بود، الان هم سرمربی الهلال است و همدیگررا می بینیم؛ اما من از یک اخلاق آنها خوش می آید و آن، این است که حرفشان را رک می زنند. نشست وسط زمین بعد از تمرین و گفت: «وایسا باهات کار دارم». یک روز بعد از تمرین مرا صدا کرد که هیچ وقت یادم نمی رود، وسط زمین روی توپ نشست و من هم روی توپ رو به رویش نشستم. در چشمان من نگاه کرد و خیلی رک گفت تو باید از این تیم بروی. گفت تو به درد سیستم من نمی خوری، من می خواهم با دو مهاجم بازی کنم و تو را نمی خواهم.
اگر اینجا بمانی شانسی برای بازی کردن نداری. من هم به کار خودم اعتقاد داشتم و می دانستم که می توانم هافبک و دفاع راست بازی کنم. گفتم می توانم بازی کنم؛ اما مربی گفت نه من ندیده ام تو در پست های دیگر بازی کنی و از تو استفاده نمی کنم. به او گفتم من می مانم و تمرین می کنم و دوباره برمی گردم؛ اما گفت نه غیرممکن است این اتفاق بیفتد. من فقط یک جمله گفتم که اگر تیمی پیدا نکردم و ماندم و تمرین کردم و خوب بودم شما به من بازی می دهی؟ بلند شد دست داد و گفت اگر تیم دیگری نرفتی و خوب تمرین کردی و خوب بودی به تو بازی می دهم.

* خب با این شرایط چقدر طول کشید تا توانستی به ترکیب برگردی و خودت را ثابت کنی؟
- بیش از دو ماه روی سکو نشستم، با اینکه در تمام تست های بدنی نفر اول بودم و در تمام بازی های دوستانه عالی کار می کردم.

* هوادران هم به شدت تشویقت می کردند.
- هوادار به شدت ناراحت بود؛ اما مربی تصمیم می گیرد و کسی هم نمی تواند حرفی بزند.

* واقعا مشکل با سرمربی، فنی بود؟ در ایران می گفتند توماس دال با شما مشکل شخصی داشت و به همین دلیل بازی ات نمی داد.

- نه مشکل فنی بود. در آن زمان روزنامه های ایران از قول من نوشتند مشکل من با سرمربی، فنی نیست. روزنامه های آلمانی هم این مطلب را ترجمه کردند و جو بدی به راه افتاد به من زنگ زدند و من گفتم هیچ وقت چنین حرفی نمی زنم. دارم تمرین می کنم و این حرف را نزدم. خودش هم یک بار من را دید و با عصبانیت گفت چرا از من معذرت خواهی نمی کنی. من هم گفتم بابت حرفی که نزده ام، معذرت خواهی نمی کنم. بعد از چند هفته از شانس من چند بازیکن تیم همزمان با هم مصدوم شدند و با یخ از زمین بیرون رفتند!
همیشه ساکم پشت ماشینم بود چون همیشه ایمان داشتم که جزو ۱۸ نفر قرار می گیرم. سومدیک که الان پرسپولیس است، آن موقع کمک مربی ما بود و من را صدا کرد و گفت میای امروز جزو ۱۸ تا؟ رفتم لباس هایم را از پشت ماشین برداشتم. سومدیک رابطه خیلی صمیمانه ای با من داشت و به من گفت سرمربی خیلی تردید دارد که از تو استفاده کند؛ اما امروز جزو ۱۸ تا هستی. به او گفتم چی شد که بعد از این همه مدت می خواهد از من استفاده کند.
سومدیک گفت توماس دال می خواست از بازیکنان تیم آماتور استفاده کند؛ اما من به او گفتم مهدی دو ماه است دارد با ما تمرین می کند و یکی از آماده ترین بازیکنان ماست. بعد وارد ۱۸ تا شدم؛ اما بازی نمی کردم. بعضی از بازی ها از دقیقه ۴۵ به من می گفتند گرم کنم. من سه بازی ۴۵ دقیقه گرم می کردم؛ اما حتی یک دقیقه هم بازی نمی کردم. یادم است با بیله فلد بازی داشتیم. به من گفتند گرم کن و من فکر کردم این بار هم مثل دفعات قبل است. در آن بازی خوب گرم نکردم و بیشتر حواسم به بازی بود که دقیقه ۷۵ وقتی بازی گره خورده بود، دیدم سومدیک اشاره می کند. پیش خودم گفتم که با من نیست، اما دیدم هیچ بازیکنی دور و بر من نیست و فهمیدم با من است. به من گفت بیا، سومدیک دستم را گرفت و به من گفت الان تو این ۱۰ دقیقه باید خودت را نشان دهی و الان موقع اش است.
به بازی رفتم و آنقدر در آن ۱۰ دقیقه دویدم که وقتی بازی تمام شد، انگار داشتم خون بالا می آوردم. در پست دفاع راست بازی کردم و واقعا عالی بودم. یک پاس خیلی خوب دادم که بازیکنمان موفقیت صددرصد گل را نزد. بازی برگشت و ما دو بر صفر برنده شدیم. بازی تمام شد و بازی های بعدی باز هم نیمکت نشین بودم. بعد از آن یک بازی با تیم دسته سومی در جام حذفی داشتیم که باز هم بازی گره خورد و دیدم مرا صدا می کند. با سرعت آمدم و سومدیک گفت این بار ۱۵ دقیقه وقت داری که خودت را نشان دهی. تا وارد زمین شدم. یک پاس گل دادم و تاکاهارا گل زد.
چند دقیقه بعد پشت ۱۸ قدم کاشته شد. توپ را برداشتم و کاشتم. به همه بازیکنان گفتم این گل است و یکضرب کاشته را زدم توی گل و بازی را ۳ بر یک بردیم. (می خندد) اما بازهم بازی بعدی نشستم روی نیمکت! چند بازی بعد در فینال اینترتوتو، بازی رفت را یک بر صفر برده بودیم و در بازی برگشت باید در استادیوم والنسیا در یک جو وحشتناک بازی می کردیم. وسط بازی بود که باز هم به من گفتند گرم کنم. در این بازی من را گذاشتند هافبک چپ و خیلی خوب بازی کردم. بازی صفر – صفر شد و ما رفتیم جام یوفا.
بعد از آن همه روزنامه ها از من حمایت کردند و گفتند او دیگر باید بازی کند. در هفته سوم بندس لیگا با هانوفر بازی داشتیم و بعد از سه ماه در ترکیب اصلی قرار گرفتم. در آن بازی وحید هاشمیان که در هانوفر بود، پاس گل داد و آنها گل اول را زدند. این دربی در آلمان خیلی حساس است و جو بسیار بدی راه افتاده بود. سه چهار دقیقه بعد یک توپ سانتر شد و من با سر زدم توی گل. ۶۰ هزار نفر انگار تمام عقده هایشان ترکید و یکصدا مرا تشویق کردند.
آن روز دوتا ضربه سر دیگر به تیر دروازه زدم و عالی کار کردم. بعد از آن دیگر در ترکیب اصلی قرار گرفتم و در تمام بازی های بعدی گل زدم. خیلی خوب بودم تا اینکه بعد از شش هفت بازی مصدوم شدم و عضله دوقلوی پایم کش آمد. واقعا برایم سخت بود و در اوج آمادگی سه هفته باید استراحت می کردم. رفتم بیرون و وقتی برگشتم دوباره نیمکت نشین شدم. بازهم خدا خواست و دفاع راست ما به خاطر دعوا و درگیری محروم شد و من بازی کردم. اما بازهم نیمکت نشین شدم. بعد از آن رفتیم در یکی از کشورهای اروپای شرقی و یک بازی جام یوفا داشتیم. دفاع راست نداشتیم و یکی از هافبک های دفاعی مان را گذاشتند دفاع راست و خیلی بد بازی کرد. دیدم دست مربی بسته است و خیلی ناراحت است.
قبل از برگشت به هامبورگ ساعت ۹ صبح رفتم دم در اتاق توماس دال و رفتم تو. گفت چیه؟ گفتم می خواهم یک پیشنهاد بدهم. گفت بگو. گفتم من را بگذار دفاع راست بازی کنم. چند سال در تیم ملی دفاع راست بازی کرده ام. آلمانی ها یک مثالی دارند که می گویند من این را پشت سرم دارم یعنی بهش فکر کنم. گفتم نه این را پشت سرت نگه ندار. بیار جلوی چشمات. گفتم من می توانم به تیم کمک می کنم. گفت باشه فکر می کنم.
آلمان که رفتیم یک روز قبل از بازی آمد و من را صدا کرد. تخته گذاشت و گفت می خواهم فردا دفاع راست بازی کنی. یکی از بهترین بازی هایم را در تاریخ فوتبالم بازی کردم و بعد از آن یک فصل دیگر در آن پست بازی کردم. دفاع راستشان هم خوب شد؛ اما او را به جناح چپ بردند. من تمام بازی ها فیکس بودم. بعد از اینکه فصل تمام شد، باشگاه هامبورگ یک جشنی گرفته بود که در آن همه بازیکنان و مربیان و مسئولان حضور داشتند.
جشن که تمام شد، توماس دال من را دم در بغل کرد و جمله ای به من گفت که هیچ وقت یادم نمی رود. گفت خیلی خوب بود، تو من را از رو بردی. این داستان یک فصلی بود که خیلی به سختی گذشت؛ اما خیلی خوب تمام شد. خیلی زحمت کشیدم و واقعا جنگیدم و در پایان سال هم به عنوان بهترین دفاع راست بوندس لیگا انتخاب شدم.
همیشه مربیان می روند و بازیکنان می مانند!

* سال بعد شما ماندید و دال اخراج شد؟
- آره! خیلی جالب بود واقعا. وقتی که اخراجش کردند به داخل رختکن آمد و با همه بازیکنان خداحافظی کرد. طوری با من دست داد که معنی اش این بود که تو ماندی و من رفتم! این رسم روزگاره. همیشه مربیان می روند و بازیکنان می مانند!

* با همه محبوبیتی که در هامبورگ داشتی اما هیچ وقت کاپیتان نشدی. چرا؟
- این به بحث فرهنگی برمی گردد. من یک مثال جالب بزنم. من و وحید تازه به هامبورگ رفته بودیم که قرار شد کاپیتان را انتخاب کنند. ما فکر می کردیم مثل ایران است و بازیکن بزرگتر را به عنوان کاپیتان انتخاب می کنند.
ما از بقیه پرسیدیم که چه کسی از همه بزرگ تر است و آنها نام یک نفر را گفتند و ما نوشتیم. اما بعد از اینکه کاپیتان انتخاب شد من و وحید از تعجب خشکمان زده بود. جوان ترین بازیکن تیم به عنوان کاپیتان انتخاب شد. بعدها فهمیدیم که داستان کاپیتانی کاملا با ایران فرق دارد و آنجا یک دنیای دیگر است و ما از یک دنیای دیگر آمده ایم! زمان توماس دال هم او گفت که خودم کاپیتان را انتخاب می کنم که فان در فایت را انتخاب کرد. آنجا هم وقتی سرمربی تصمیم می گیرد بازیکنان باید ساکت باشند و هیچ کس حق اعتراض ندارد.

* خودت هیچ وقت از اینکه کاپیتان نبودی ناراحتی نشدی؟ به هر حال با آن همه سابقه و محبوبیت حتما انتظار داشتی کاپیتان باشی.
- بعضی مواقع می گویند توفیقات اجباری نصیبت می شود که حتی فکرش را هم نمی کنی. من هیچ وقت کاپیتان نبودم اما در لیگ قهرمانان اروپا و مقابل پورتو یک نیمه کاپیتان هامبورگ بودم که فکر می کنم افتخار بزرگی است. در یک بازی دیگر هم در اروپا این اتفاق افتاد. البته مهم نیست، به خصوص الان که دیگر اصلا به آن اعتقاد ندارم.

* چرا؟
- چون جدیدا هر وقت بازوبند را بسته ام چندان برایم خوش یمن نبوده و اتفاقات خوبی برایم نیفتاده است.

* به نظر می رسد اتفاقاتی که در زمان دال در هامبورگ برایت افتاد در زمان علی دایی هم در تیم ملی تکرار شد. او در ابتدا به شما اعتقاد نداشت اما بعد متوجه شد که به شما نیاز دارد.
- من همیشه به اعتقادات مربی احترام می گذارم اما کار خودم را انجام می دهم. شاید مربی بگوید که تو نمی توانی این کار را انجام بدهی اما من نباید قبول کنم و باید کارم را انجام دهم. به هر حال علی دایی چند بازی مرا دعوت کرد و چند بازی دعوت نکرد و اصلا مسئله عجیبی نیست. ما در فوتبالمان خیلی احساسی برخورد می کنیم اما دعوت نشدن یک بازیکن به تیم ملی اصلا مسئله عجیبی نیست.

* اما در مورد علی دایی گفته می شد که دلایل و زمینه های دیگری وجود داشته است.
- من هیچ وقت به این مسائل فکر نمی کنم و تلاش می کنم تا مثبت فکر کنم. فکر می کنم دلیل بازی ندادن من فنی بود و همه تلاشم را می کنم تا اشکالات فنی ام را برطرف کنم.

* گفته بودی که قرار است تابستان از فوتبال خداحافظی کنی. اینکه فقط چندماه دیگر در فوتبال ایران هستی برایت سخت نیست؟
- اولا که هیچ چیز قابل پیش بینی نیست. من در بدترین شرایط به پرسپولیس آمده ام. شرایطی که شاید اگر بازیکن دیگری جای من بود قبول نمی کرد و می گفت اگر من به این تیم بیایم و نتوانم کمک کنم شاید برای خودم هم بد باشد.

*پس چرا آمدی؟
- از وقتی به ایران آمدم هواداران پرسپولیس هر وقت مرا می بینند می پرسند که چرا به پرسپولیس نمی آیی و هر روز این سوال از من پرسیده می شود. دوست نداشتم این ذهنیت به وجود بیاید که من می توانستم به تیم کمک کنم و نیامدم. از ابتدا می خواستم به پرسپولیس بیایم اما هر بار اتفاقاتی افتاد که نشد. همان طور که اولش هم گفتم از ابتدا هدفم خداحافظی با پیراهن این تیم بود. با این حال هیچ چیز مشخص نیست و فقط دوست دارم که اتفاقات خوبی برای این تیم بیفتد.

* زمانی که در آلمان بودی در مصاحبه هایت گفته بودی که می خواهی فوتبالت را در آلمان تمام کنی و فقط برای خداحافظی به پرسپولیس می آیی. اما طوری شد که مجبور شدی دو سال به ایران بیایی. از این تجربه راضی هستی؟
- نه. زیاد تجربه خوبی نبود. با اینکه دوستان خیلی خوبی پیدا کردم اما از نظر فوتبالی خوب نبود و شاید اگر زمان به عقب برمی گشت این تصمیمات را نمی گرفتم.

*یعنی وقت گذاشتن در این دو سال ارزشش را نداشت؟
- دقیقا. اصلا نمی ارزید. در این چند هفته ای که فقط تمرین می کردم اخبار را پیگیری می کردم. در این مدت مطالبی را خواندم که واقعا دلگیر شدم. این همه زحمت بکشی و اعتبار به دست بیاوری اما خیلی ها جملاتی بگویند که آدم را دلگیر کند. مثلا یکی از جملات این بود که من بهانه گرفتم که از داماش بیایم و به پرسپولیس بروم. این جمله خیلی برای من سنگین بود. وقتی از رشت آمدم به آلمان رفتم و بعد از اینکه از آلمان آمدم آقای رویانیان با من تماس گرفتند. یا بعد گفتند که من در بازی با پرسپولیس از قصد توپ را لو دادم. آدم وقتی این حرف ها را می شنود با خودش می گوید که این فوتبال مگر چقدر ارزش دارد. بعضی وقت ها به این فکر می کند که بگذارد و برود. یا اینکه می گویند من به زور می خواستم خودم را به پرسپولیس بیندازم.

* مطمئنا برای آمدن از داماش دلایل خودت را داشتی؛ اما قبول داری که رها کردن تیم در وسط فصل یک تصمیم حرفه ای نیست و هواداران حق دارند از دستت ناراحت باشند؟
- من هیچ مشکلی با هواداران واقعی داماش نداشتم. بعد از اتفاقاتی که در بازی با پرسپولیس افتاد بعضی از صحبت ها و پچ پچ ها مرا اذیت می کرد. در بازی های بعدی من واقعا برای داماش از جان مایه گذاشتم و تیم را به رده ششم جدول رساندیم. در بازی با نفت باز هم یک اشتباه داشتم و عده ای کل استادیوم را علیه من کردند. احساس کردم عده ای در میان تماشاگران نفوذ کرده اند و در آینده اتفاقات خوبی نخواهد افتاد. در بازی با پرسپولیس ۸۰ درصد من مقصر بودم، قبول. اما چرا وقتی بقیه بازیکنان اشتباه می کردند چنین جوی به راه نمی افتاد؟ من انتقادات را قبول می کنم اما بعضی حرف ها را نمی توانم تحمل کنم.
چطور یکسری آدم در تماشاگران نفوذ می کنند و می خواهند جو را به هم بریزند. من با مردم رشت ارتباط خیلی خوبی داشتم و هیچ وقت به بازیکن، تدارکات، تماشاچی یا هیچ کس دیگر بی احترامی نکرده بودم. اگر کسی آمد و گفت من به کسی بی احترامی کرده ام فوتبال را کنار می گذارم. من همه پولی که از داماش گرفتم را برگرداندم تا ذهنیت بدی پشت سرم نباشد و کسی فکر نکند من به خاطر پول به داماش آمدم. من به خاطر رفاقت با آقای عابدینی و کمک به داماش آمده بودم. اگر من ضعیف بودم یا کم کاری کردم تماشاگر حق دارد اعتراض کند اما با یک اشتباه کوچک چرا باید مرا محکوم کنند؟
اگر کسی به من اهانت کند زندگی ام را جمع می کنم و می روم

* شعارهایی که می دادند چه بود؟ آیا اهانت می کردند؟
- اصلا. کسی حق ندارد به من بی احترامی کند چون من در طول فوتبالم به کسی بی احترامی نکرده ام. اگر کسی این کار را بکند من زندگی ام را جمع می کنم و می روم. فوتبال برای من این قدر ارزش ندارد که به خاطرش شخصیتم و خانواده ام را وسط بگذارم. خیلی جالب است این افراد آن قدر نفوذ داشتند که نظرسنجی می گذاشتند که من باید در ترکیب تیم بازی کنم یا نه؟! این قسمت از همه جالب تر بود که به جای سرمربی تصمیم می گیرند که من بازی کنم یا نه. شما فکر کنید من آنجا می ماندم و یک بار اتفاقی توپی به من می خورد و داخل گل خودمان می رفت چه اتفاقی می افتاد؟ چه جوی علیه من راه می افتاد؟ من برای پیش گیری از این مسائل وسایلم را جمع کردم و به تهران آمدم.

* اما شاید هواداران با این توضیحات شما قانع نشوند. در خیلی از ورزشگاه ها علیه خیلی از بازیکنان جو منفی وجود دارد اما آنها تیمشان را ول نمی کنند. به نظر خودت این توضیح می تواند برای هواداران قانع کننده باشد؟ شما در بدترین شرایط جنگیدی.
- بله. اما خط و خط بازی قضیه اش فرق می کند. گفتم اگر در بازی با استقلال و پرسپولیس و در زمین لغزنده توپ به تنم می خورد و به گل خودمان می رفت چه کسی اتفاقات بعد از آن را تضمین می کرد؟

* به نظر خودت رفتن به داماش برای بازیکنی با سابقه و کارنامه تو درست بود؟
- این را باید تماشاگر داماش درک می کرد که من با این همه سابقه برای کمک به تیم آمده ام. اشکالی ندارد من از اعتبارم برای کمک به یک تیم مایه می گذارم اما دیگر خط و خط بازی را تحمل نمی کنم و اجازه نمی دهم شخصیت مرا زیر سوال ببرند. من نه به پول فوتبال احتیاج دارم و نه به شهرتش. آن را می بوسم و می گذارم کنار. من این جریان را قطع کردم تا حرمتی که میان من و هواداران داماش بود خدشه دار نشود.

* به عنوان سوال آخر؛ این روزها حرف و حدیث زیادی در مورد اختلاف شما با علی کریمی وجود دارد. این شایعات تا چه حد صحت دارد؟
- من مشکلی نه با کریمی و نه با هیچ بازیکن دیگری ندارم.

* یعنی به اندازه زمان تیم ملی با هم صمیمی هستید؟
- چرا نباید باشیم، مگر اتفاقی افتاده؟ صمیمیت من و علی کریمی به اندازه گذشته است و هیچ چیز فرقی نکرده.

ماجرای علی کریمی و دخترک گل فروش

000002-b
 

ماجرای علی کریمی و دخترک گل فروش

 

کاپیتان پرسپولیسی‌ها از ماشین پیاده شد و دخترک گلفروش را محکم بوسید و پسری که آدامس می‌فروخت را بغل کرد.
هیچوقت یادم نمی‌رود بلوار میرداماد را به سمت خیابان شریعتی رانندگی می‌کردم. وقتی به چراغ قرمز ۱۸۰ ثانیه‌ای‌اش برخورد کردم عصبی شدم. تازه از محل کارم تعطیل شده بودم و خیلی خسته بودم. داشتم دیالوگ‌های معمولم در مورد چراغ قرمزها و ترافیک‌های تهران را زمزمه می‌کردم که کودکی رو به من کرد و گفت: «آقا فال می‌گیری» چند قدم آن طرف‌تر دخترک گلفروش با شاخه‌های لاله صدا زد: «آقا گل بخردیگه… خواهش می‌کنم». جمله‌اش تمام نشده بود که با غرور تمام، شیشه پنجره را بالا دادم تا صدایشان را نشنوم و مزاحم نشوند! وقتی چنین برخوردی را از من دیدند بی‌خیال شدند و رفتند سراغ راننده اتومبیل کناری‌ام. Bmw بود. رنگ قرمز و مدل ماشین سبب شده بود تا از سایر ماشین‌ها متمایز گردد. پس از چند ثانیه دیدم پسرک فالگیر با صدای بلند گفت: «بچه‌ها … بچه‌ها بیایین علی کریمیه… بازیکن پرسپولیس…» در یک چشم به هم زدن، پنچ شش نفر از کودکان کار، دور ماشینش را گرفتند. من هم بی‌اختیار سرم را چرخاندم تا عکس‌العمل علی کریمی را ببینم. او با لبخندی دنباله‌دار از همه کودکان فال و گل و شکلات گرفت تا آنها را خوشحال کند. چراغ سبز شد و بچه‌ها هنوز بی‌خیال کریمی نشده بودند. علی کریمی که با بوووووق ماشین‌های پشت سرش مواجه شده بود، اتومبیلش را حرکت داد و بعد از چراغ قرمز، ماشینش را نگه داشت. من هم از روی کنجکاوی پشت سر جادوگر ایستادم.کاپیتان پرسپولیسی‌ها از ماشین پیاده شد و دخترک گلفروش را محکم بوسید و پسری که آدامس می‌فروخت را بغل کرد.

 

نویسنده : آزاد شرفی

 

سایت هوادار سرخ

 

دنیزلی را اعدام نکنید!!

2
 
 

دنیزلی را اعدام نکنید!!

 

بازی پرسپولیس و صنعت نفت یک اعدامی را معرفی کرد ! همه معمار زاده را نشانه می گیرند میثاق معمار زاده همان دروازه بانی است که استیلی در آغاز فصل حاضر شد یکی از سهمیه های لیگ بر تری را به او اختصاص دهد !! و حالا می بینیم که او امروز یکی از بدترین های پرسپولیس است او دو گل از روی ضربه های ایستگاهی خورد و یک گل روی ریباند ناشی از دفع بد می خورد و یک گل هم تنها تماشاچی است امروز می توان او را اعدام کرد ؟ آیا همه تقصیر ها را باید به گردن او انداخت ؟ باید ببینیم جانشین او کیست !
حبیب هوشیار یک دروازه بانی است که از لیگ یک آمده است و بزرگترین تجربه اش یک بازی در مرحله نیمه نهائی با استقلال است آیا باید همه امید ها را به او بست ؟اگر هوشیار هم نتواند موفق شود دو باره باید به سمت میثاق رویم ؟اما در آن موقع دو دروازه بان با روحیه پایین خواهد بود از سوی دیگر همه تقصیر ها به گردن معمار زاده است ؟ گل چهارم معمار زاده چندان مقصر نبود در گل سوم باید دفاع توپ را جمع می کرد و در گل دوم مضحک بود که یک تیم دو باره اشتباه کند هر چند معمار زاده شروع مجدد بسیار بدی داشت اما دفاع هم مشکل دارد نور محمدی در گل چهارم مقصر اول بود در گل اول هم دفاع مقصر بود و در این هیاهو دنیزلی باید ندای دائی دائی بشنود ؟ مشکل دنیزلی چیست که این تیم در یار گیری اول فصل یک دروازه بان خوب به سپاهان می دهد و بعد معمار زاده را می گیرد ؟ مشکل دنیزلی چیست که این تیم دفاع وسط مناسب ندارد و مدیریت باشگاه در نیم فصل هیچ کاری برای او نکردند ؟ پرسپولیس در بازی با صنعت نفت هم شجاع بازی کرد این تیم تا دقایق آخر تیم مهاجم بود اما وقتی هر توپ به هیجده قدم می رسد خط دفاعی و دروازه بان به آن آری می گوید چه می تواند بکند ؟
دنیزلی از حربه سرعت و گردش منظم توپ و استفاده از فضای تمام زمین و پاسهای بی شمار و استفاده از ضربه های کاشته بهره می گیرد آیا این روشها ی برای رسیدن به دروازه غیر معمول است ؟ امروز در کنار معمار زاده و نور محمدی و شیری باید دنیزلی هم اعدام شوند ؟
براستی فریاد دائی دائی برای چیست ؟ دنیزلی چگونه می تواند در این فاصله کم و با این بازیکنان بخواهد معجزه کند ؟ اما تیم باز خوب است نگاهی به ابراهیم شکوری و محمد نوری و اولادی می کنیم آیا این بازیکنان همان بازیکنان تیم استیلی هستند ؟ پرسپولیس با حقارت بازی نمی کند از گل خوردن نمی هراسد و موقعیت های زیادی ایجاد می کند اما باز باید فریاد دائی دائی می شنود به نظر می رسد باید به دنیزلی فرصت دهیم بگذاریم او خودش تصمیم بگیرد که معمار زاده را بازی دهد یا هوشیار را بخواند ؟ به او باید اعتماد کنیم به این تیم فشار نیاوریم دنیزلی مربی کار بلدی است اما نمی تواند نزدیک به ۴۰% تیمش را عوض کند دنیزلی نیاز به زمان دارد و می بینیم در طول همین چند هفته کیفیت تیم دنیزلی بهتر شده است اما تیم بی دلیل حقیقی را فروخته است و جانشینی هم ندارد بگذاریم که دنیزلی کار کند و هر هفته کسی را به دار نیاویزیم دنیزلی بهتریم گزینه است اما تجربه نشان داده است که او هیچگاه با تیم مورد علاقه خودش به میدان نرفته است بگذاریم او فرصت داشته باشد ذهنش را بر هم نزنیم و دنبال تز دادن به او نباشیم معمارزاده را نابود نکنیم و با صبر بیشتر نشان دهیم که تیم که سر مربی با دانش دارد اعتمادش حتی در روزهای بد کم نشود برای بازی با ذوب آهن به تمامی به این تیم اعتماد کنیم بیشتر در ورزشگاه حاضر شویم و دنیزلی را تحت فشار نگذاریم فریاد دائی دائی به درد هیچ کس حتی خود دائی هم نمی خورد این باور باید برای تمامی پرسپولیسی های واقعی باشد.

 

نویسنده: تورج عاطف

 

میثاق معمار ضایع!

15

 

از دفع فونیکه سی، تا جذب هاشمیان

 

۱- پرسپولیس برای اولین بار تو تاریخ مسابقات لیگ برتر تو آبادان به نفت باخت. باورم همیشه این بوده که حتی گناه «اشتباهات فردی» بازیکنان تو یه تیم فوتبال هم متوجه کادر فنیه و به همین خاطر باید از مصطفی دنیزلی پرسید چرا ریکاوری روانی معمارزاده اینقدر طول کشیده و چرا مدافعان پرسپولیس به همین راحتی مثل بازیکنان آماتور زمین‌های خاکی پشت محوطه جریمه به حریف ضربه کاشته تقدیم می‌کنن؟ با این وجود به نظرم پرسپولیس بد بازی نکرد. حداقل ده قطعه فیلم میشه از این بازی بیرون کشید که توش اصرار شاگردان دنیزلی به بازی زمینی و موفقیتشون تو حفظ توپ جلب توجه می‌کنه. اونها به رغم شوک‌هایی که بابت گل‌های خورده خودشون دریافت می‌کردن، نمایش نسبتا خوبی ارائه دادن و به نظرم اگه گل دوم علی کریمی به اون دلیل نامعلوم مردود اعلام نمی‌شد، شاید ورق بازی برمی‌گشت. کریمی –که تو نیم فصل اول هم فوق‌العاده بود- این روزها واقعا عالیه. اگه اشتباه نکنم این اولین باره که کریمی تو تیم ملی و باشگاهش به طور همزمان داره زیر نظر دو تا مربی تراز اول کار می‌کنه و هیچ بعید نیست این مسیر به ظهور یه فصل درخشان دیگه تو زندگی حرفه‌ای جادوگر منتهی بشه.

۲- بیشتر معضلات ناشی از عملکرد یه مدیر ناکارآمد رو میشه بعد از رفتن اون مدیر و تحویل دادن مسوولیتش حس کرد. ستاره‌ای مثل فونیکه‌سی، همون بازیکنیه که اول فصل داشت پرسپولیسی می‌شد، اما سر یه اختلاف رقم جزیی سر از آبادان درآورد. سی در حالی نفتی شد که پرسپولیس خیلی بیشتر از مابه‌التفاوت رقم پیشنهادی خودش و این مهاجم رو خرج تمدید قرارداد با وحید هاشمیان کرد؛ بازیکنی که گفته میشه با تایید یکی از نزدیکان کاشانی دوباره سرخپوش شد و حتی این حق قانونی رو پیدا کرد که وسط فصل بره آلمان واسه شرکت تو کلاس مربیگری! میثاق معمارزاده هم همون گلریه که در اعتراض به گرونی مهدی رحمتی توسط مدیریت قبلی خریداری شد و باز جالب اینکه دریافتی میثاق و حقیقی، در مجموع از رقم پیشنهادی سید بالا زد!

۳-به نظرم یکی از خیانت‌هایی که به فوتبال ایران میشه، اینه که مدام از مجید جلالی به عنوان یه مربی به‌روز، تاکتیکی و علمگرا نام می‌برن. حداقل من عامی و کم‌اطلاع تا حالا حتی یه رگه باریک از این چیزهایی که همیشه به جلالی نسبت می‌دن تو کار تیم‌هاش ندیدم. آقا مجید سه ساله که فولاده و الان دیگه قاعدتا بازیکنان این تیم پرستاره باید چشم بسته همدیگه رو پیدا کنن، اما دریغ از پنج دقیقه فوتبال درست و حسابی. جلالی تو این سال‌ها کلا دو جام تو فوتبال ایران گرفته که بعید می‌دونم خودش هم تو خلوتش بتونه به اونها افتخار کنه؛ یکی قهرمانی لیگ با پاس تو شرایط خاص دوران مدیریت آجورلو و یکی دیگه هم قهرمانی حذفی با صباباتری که افسانه‌ای داشت واسه خودش! انگار ماها هنوز عادت داریم به هرکی عینک می‌زنه بگیم باسواد؛ وای به وقتی که فرد عینکی مزبور، شیک هم حرف بزنه و دایما جلوی کامپیوتر بشینه. غلام پیروانی –به عنوان مظهر کار سنتی تو فوتبال ایران- همیشه جمله‌‌‌ای رو در توصیف کم تجربه بودن تیمش به زبون می‌آورد که بعدها مورد استقبال خیلی از مربیان دیگه هم قرار گرفت: «بعضی از بازیکنان من برای اولین بار تو استادیوم آزادی بازی کردن» دیروز بعد از بازی فولاد و استقلال شنیدم مجید جلالی-سمبل مدرنیته تو فوتبال ایران- یه تغییر اساسی تو این جمله اعمال کرده و در توجیه باخت تیمش گفته: «بعضی از بازیکنان من برای دومین بار تو استادیوم آزادی بازی کردن» جالب اینکه بچه‌های آقامعلم بار اول تو این ورزشگاه با متوقف کردن پرسپولیس نتیجه بهتری گرفته بودن!

 

نویسنده: رسول بهروش

 

اصلی که “ثابت” است ، “تغییرات” است

11735370048446612577
 

دست گل دروازه بان پرسپولیس در آبادان: میثاق معمار ناکامی !

 

اصلی که “ثابت” است ، “تغییرات” است

 

۱-دقیقا یک سال از رفتن دنیزلی از ایران می گذشت که هواداران پرسپولیس برای نخستین بار با شاهکار یک “پدیده” آشنا شدند .آن روز برعکس امروز آنها چنان از زمین کنده شدند و به آسمان برخاستند که توگویی، تیم قطبی قهرمان زودهنگام لیگ نهم شده.شادی شان درست بود. دروازبان جوان سایپا در دقیقه ۹۰ توپ ارسالی عباس آقایی را در آغوش کشید و سپس ناگهان احساس کرد توپ داغ است.بنابراین آن را رها کرد تا پرسپولیس با همان تک گل باد آورده، با عبور از سایپا، یکی از مهمترین قدم های قهرمانی را بردارد.

فصل بعد “پدیده” به پرسپولیس نقل مکان کرد و ناگهان شائبه تبانی میثاق معمار زاده و قرمزها ناگهان جان گرفت.اما خیلی سریع این کج بینی جایش را به یک درست اندیشی داد. معمار زاده در دوره دوم حضورش در پرسپولیس بقدری گل وحشتناک دریافت کرد که حالا همه ان کج اندیشان شهادت می دهند در آن بازی معروف که او توپ را رها ساخت تا تیم آینده اش قهرمان شود مشکل از هیچ کجا نبود جز خود این دروازبان .

۲-سوغات حمید استیلی برای دنیزلی یک مجموعه پر درد است که مهمترین قسمتش به درون دروازه بر می گردد.علیرضا حقیقی و معمارزاده در نیم فصل نخست به تناوب دچار اشتباهات فراوانی شدند که هر کدام شان برای نابودی هر تیمی کفایت می کرد.اما به هر ترتیبی، حقیقی به صورت معجزه آسایی روانه لیگ روسیه شد تا معمارزاده بدون رقیب درون دروازه پرسپولیس خود نمایی کند. بازی نخست به پیکار انزلی مربوط می شد.قطعا اشتباه میثاق بزرگترین دلیل آن شکست بود.

پرسپولیس در بازی با شاهین آنقدر گل زد که اگر معمارزاده با تبرهم به جان تیمش می افتاد قادر به تعویض نتیجه نبود. سپس بازی با شهرداری تبریز از راه رسید؛ دو گل زودهنگام که یکی از آنها محصول یک پنالتی بی جهت بود چیزی نمانده بود تا دومین شکست دنیزلی را رونمایی کند اما باز هم پرسپولیس با جان کندن نیمی از آب رفته را به جوی بازگرداند. در روز بازی با مس سرچشمه مطابق همیشه میثاق در همان ابتدای بازی شیرین کاری اش را کرد و اگر جان کندن کریمی و نوری نبود شاید دنیزلی مزه باخت در آزادی را زودتر ازآن چیزی که تصور می کرد،می چشید. و سرانجام روز شاهکار فرا رسید. میثاق معمار زاده با تقلید از حرکات عابدزاده می خواست به همه بقبولاند به مرز پختگی رسیده است. اما هرچه فونیکه سی نواخت او نوش جان کرد.هر شوت مصادف بود با یک گل. در گل چهارم که خبری از فونیکه نبود باز میثاق عوض گرفتن توپ با دو دستش، کفتر نامرئی گرفت تا بگوید،اگر رحمتی امروز رقم قراردادش نزدیک به یک میلیارد تومان است، حقش است.این را طرفداران قرمز شهادت می دهند.

۳-مشخص نیست کاسه صبر دنیزلی چه زمانی پر می شود.او امروز در دل تمرینات تیمش یک دروازبان پر ادعا دارد که از ابتدای نیم فصل تا امروز ۱۰ گل دریافت کرده که بدون تردید روی ۸ تای آنها مقصر اصلی بوده است. در هیچ جای جهان عرف نیست با چند اشتباه دروازبان اصلی را با جانشینش تعویض کنند اما دروازبان اصلی به کسی می گویند شبیه به ادوین ون درسار که فرگی تا آخرین روز حضور این گلر هلندی او را شماره یک تیمش نگه داشت نه دخه آی اسپانیایی که یک خط در میان جایش را به ذخیره اش می دهد .آنچه امروز هویداست این است؛ این دروازبان ، این شماره یک، این میثاق، معمار ناکامی های پرسپولیس است.

تیمی که دنیزلی با هزار حربه سعی می کند سانتیمتر سانتیمتر حرکت رو به جلویش را تسریع کند اما فارغ از آن همه تلاش کادر فنی، از آن همه سعی دیگر بازیکنان، از آن همه نگرانی میلیون ها هوادار، یک نفر درون دروازه است که با همه داشته های پرسپولیس قمار می کند. می خواهد به زور بگوید اعتماد بنفسش بالاست اما به همان خونسردی که عابدزاده توپ می گرفت او گل می خورد، گل می خورد و باز هم گل می خورد.این عین انصاف است که میثاق را معمار ناکامی های این روزهای پرسپولیس بدانیم و این عین بی انصافی است که او را مجددا در ابتدای فصل بعد با این پیراهن ببینیم.

۴-و در پایان یک سوال از دنیزلی؛اگرهوشیار دروازبان ذخیره ات در آبادان درون دروازه بود تیمت بیشتر از ۴ گل می خورد؟ آنگلوساکسون ها می گویند ؛اصلی که “ثابت” است “تغییرات” است.

 

سایت هوادار سرخ
 

گزارش تصویری



گزارش تصویری دیدار تیم های فوتبال پرسپولیس و صنعت نفت آبادان


سایت هوادار سرخ: دیدار تیم های فوتبال پرسپولیس و صنعت نفت آبادان بعداز ظهر امروز چهارشنبه با برتری تیم فوتبال صنعت نفت به پایان رسید.
با هم این گزارش را ببینیم :






هلهله در آبادان ، اشک در ایران



میثاق پرسپولیس را به آتش کشید

تیم فوتبال نفت آبادان پرسپولیس را با نتیجه‌ای پرگل شکست داد.

به گزارش خبرگزاری فارس، دیدار تیم های نفت آبادان و پرسپولیس از ساعت ۱۵:۳۰ در ورزشگاه تختی آبادان در حضور بیش از ۸ هزار تماشاگر آغاز شد و نفت با نتیجه 4 بر 2 پرسپولیس را شکست داد.

در حالی که پرسپولیس با دنیزلی به دنبال اولین پیروزی خارج از خانه بود این تیم نفت و شاگردان کاستا بودند که با بازی خوب خود از اشتباهات بازیکنان پرسپولیس به خصوص میثاق معمارزاده استفاده کردند.

برای تیم نفت ابتدا در دقیقه ۵ فونیکه‌سی گل زد اما در دقیقه ۲۲ علی کریمی این گل را جبران کرد اما فونیکه‌سی که یکی از روزهای خوب خود را سپری می کرد، در دقایق ۲۷ و ۳۲ دو گل دیگر وارد دروازه سرخپوشان کرد تا پرسپولیس نیمه اول با شکستی سنگین به رختکن برود.

نیمه دوم هم این نفت آبادان بود که به دروازه پرسپولیس حمله کرد و توانست در دقیقه ۴۷ توسط لئون پاچاچیان به گل چهارم برسد.

در دقیقه ۸۵ محمد نوری توانست دومین گل را برای پرسپولیس بزند اما این تیم نتوانست از شکست فرار کند و پرسپولیس با دنیزلی شکست سنگینی را تجربه کرد. نفت بعد از سال ها توانست پرسپولیس را در آبادان شکست دهد تا جشن و هلهله در این شهر برپا شود و پرسپولیس هم هفتمین شکست خود را تجربه کرد.

نفت آبادان با این پیروزی ۳۰ امتیازی شد و پرسپولیس ۲۹ امتیازی باقی ماند.

قضاوت این مسابقه بر عهده سعید مظفری زاده بود. وی از نفت به عباس محمدی، هدایت شهریاری، هادی رمضانی و از پرسپولیس به علی عسگر، شیری و ابراهیم شکوری کارت زرد نشان داد.

بازیکنان نفت آبادان:
عباس محمدی، هدایت شهریاری، مصطفی صبری، الکسانیان، عباس مرداسی، هادی رمضانی(۵۲-امید شریفی نسب)، لئون پاچاچیان(۷۰ عماد زعتره)، علی ممبینی، سجاد مشکل پور، رسول نویدکیا(۷۷- کوهنورد)، فونیکه‌سی
سرمربی: کاستا

بازیکنان پرسپولیس:
میثاق معمارزاده، رضا نورمحمدی، مجتبی شیری، ابراهیم شکوری، علیرضا محمد( ۳۲- مهدی مهدوی‌کیا)، محمد نوری، حسین بادامکی(۶۰- هادی نوروزی)، مازیار زارع، علی کریمی، غلامرضا رضایی، حمید علی عسگر(۴۶- جواد کاظمیان)
سرمربی: دنیزلی

درد افکار بد

00000
 
درد افکار بد
 

حکایتی است قدیمی که می گوید افکار ما سخنان ما را می سازند و سخنانی که می زنیم اعمال ما را محقق می سازند این حکایت برای فوتبال ما نیز صادق است وقتی افکاری در سر خود داریم ناخود آگاه سخنانی را بر زبان جاری می سازیم و بعد باید نتیجه اعمال خود را ببینیم نگاهی به چند گونه از این مثلث افکار و سخنان و اعمال می افکنیم تا ببینیم چرا فوتبال ما تا این حد دچار مشکل است

۱/ حادثه اول در استودیو تلویزیونی که اختصاص به پخش فوتبال برتر داشت رخ می دهد روی صندلی بیژن ذولفقار نسب نشسته است او یکی از سه نفر به اصطلاح کمیته فنی پرسپولیس در آغاز فصل بود که مهر تایید به حضور استیلی زد در سخنان او کاملا غرض مشاهده می شود او دنیزلی را مورد حمله قرار می دهد که بازیکنانش را نمی شناسد و شانسی می برد و پنالتی را مشکوک می داند و معتقد است که دنیزلی بی دلیل خوردبین را کنار گذاشته است او در بخشی از گفته هایش معتقد است که اولادی هافبک چپ است و از سوئی از ریکاوری پرسپولیس ایراد می گیرد معتقد است که پرسپولیس تاکتیک ندارد و خوب تمرین نمی کند و…

نمی دانیم که چگونه او می تواند سر مربی که با تیم ترکیه و بشیکتاش و گالاتاسرای و فترباغچه موفق بوده را بی اطلاع از ریکاوری و نحوه تمرین دادن بداند در حالیکه خودش در سایپا و نفت آبادان و استقلال تهران و… کارنامه چندان جالبی ندارد او که نمی تواند تشخصی دهد که پرسپولیس ۳-۳-۴ بازی می کرد و او لادی گوش چپ نه هافبک چپ بوده چگونه کارشناسی می کند ؟ او چگونه از پرسپولیس ایراد می گیرد که خسته است در حالیکه بیش از ۹۰ دقیقه با احتساب وقتهای اضافی توپ در اختیار پرسپولیس بود ؟ پرسپولیس در نیمه اول ۷۰% و در نیمه دوم ۶۷% مالکیت توپ را داشت در کل این بازی تنها ۱۵% کل بازی توپ در زمین سرخها بود او از پرسپولیس ایراد می گیرد که سر مربی حق ندارد سرپرست را بیرون کند در حالیکه نمی داند در فوتبال دنیا چیزی به اسم سرپرست وجود ندارد او که می گوید سر مربی باید اطاعت کند چرا با ایویچ و جلال طالبی در فرانسه ۱۹۹۸ مشکل داشت ؟ او با افکاری پر از خود خواهی می خواهد از دنیزلی ایراد بگیرد اما نمی گوید چرا با زاد مهر و پنجعلی این بلا را بر سر پرسپولیس آوردند ؟ او نمی گوید چرا تیم ندارد و چرا حتی به خودش این زحمت را نمی دهد که بگوید در آغاز فصل اشتباه او باعث فقر بازیکن امروز پرسپولیس شده است ؟ او چرا غمگین است ؟ دنیزلی نه شکوه ای دارد و نه مصاحبه های گوناگون می کند او با همین بازیکنان فوتبال پر انگیزه و شجاعانه ارائه می دهد او در دو بازی اخیر عقب افتاده اما جبران کرده است چرا ذوالفاقر نسب که مشکل اصلی افکار فوتبالیش ترس و دفاع بیش از حد بود از نحوه هجوم تیم دنیزلی ایراد دارد ؟ ذولفقار نسب خود در پیکان و سایپا و صنعت نفت و برق شیراز و استقلال سالهای دور چه کارنامه تهاجمی داشت ؟

۲/ مکان دوم مربوط به ورزشگاه آزادی می شود که اصغر شرفی سر مربی مس سرچشمه سخن می گوید او اعلام می دارد که بچه هایش نزدیک به ۷۵ دقیقه پرسپولیس را لرزاندند می پرسیم او از کدام لرزش سخن می گوید ؟ تیم او با کمال ناجوانمردی بازی می کرد کشتن وقت به بهانه هائی چون بستن بند کفش دروازه بان آن هم در نیمه اول نشان دهنده بازی گلادیاتوری بود که مزرک میرزائی معتقد بود شرفی می خواسته با نشان دادن فیلم گلادیاتور به بازیکنانش القا کند ؟ او می گوید برای برد به میدان آمدیم می پرسیم این نحوه بازی مس برای بردن و زدن گل دوم بود ؟ شرفی تا به کی می خواهد این گونه با افکار مخدوش سخنانی غیر اصولی و کارنامه ای این چنین داشته باشد ؟ او چرا دروغ می گوید که می خواسته خودش قاسمپور را بجای خودش بیاورد ؟ آیا یک سر مربی مطئمن به خود حتی در صورت راستی این ادعا چنین کاری می کند ؟ چرا شرفی ها باید همچنان با این افکار و این سن و سال و دانش و تجربه و … برای فوتبال ما نسخه بپیچند ؟

۳/ مکان سوم می رویک که ورزشگاه حافظیه شیراز است تیم مظلومی در دو هفته متوالی می بازد علت چیست ؟ اولین علت باخت دوم استقلال مربوط به زمین ورزشگاه حافظیه است روزی که به فتح الله زاده متذکر شدیم قهرمانی بازی در نیاورد و زمین حافظیه را برای فینال جام حذفی نپذیرد به همین علت بود که می گفتیم بازیکنانی چون جباری و میداوودی و برهانی و حیدری و… در این زمین از کاررائی می افتند اما قبول نکرد روزی که فرهاد مجیدی و جاسم کرار رفتند گوئی پرویز مظلومی از یک فشار راحت شده بود !! او دوست داشت از اتهام تیم کهکشانی رهائی یابد که با این تیم هر سر مربی موفق می شود اما باید به مظلومی بگوئیم هیچ سر مربی عاقلی چنین کاری نمی کند مگر مورینیو مورد اتهام بود که در چلسی و اینتر و رئال با کهکشانی ها موفق می شد؟ امروز مظلومی مشکل دارد زیرا افکارش او را وادار کرد که رای به رفتن مجیدی بدهد و حالا تیم را باید جمع کند استقلال چوب بی توجهی و غرور مدیر و سر مربی خود را خورد و اگر به خود نیاید بایز هم دچار مشکل می شود ورزشگاه حافظیه نشان داد که مکان وحشتناکی برای استقلالی در بازی فینال جام حذفی است و این قصه ها همچنان در این فوتبال ادامه دارد

دنیزلی از معمارزاده راضی نیست

30452135-1391472
 

دنیزلی از معمارزاده راضی نیست،، پرسپولیس همچنان مشتری رحمتی

 

یکی از اهداف اصلی مدیران پرسپولیس بستن یک تیم خوب و رویایی برای فصل ۹۲ – ۹۱ است. تیمی مثل استقلال امسال که در هر خط، ۲، ۳ ستاره دارد. استقلال ابتدای فصل علاوه بر حفظ مجیدی، جباری، برهانی، میداودی و… ستاره‌هایی چون مهدی رحمتی، آندو تیموریان، خسرو حیدری، فریدون زندی و… را هم خرید و حتی در نیم‌فصل توانست بازیکنی را جذب کند که چند سال در لیگ برتر انگلیس فیکس بازی می‌کرد. رویانیان هم از وقتی آمد مدام حرف از سال آینده زد و این که پرسپولیس باید بهترین‌ها را داشته باشد. او با جذب یک مربی خوب مثل مصطفی دنیزلی قدم اول را محکم برداشت و حالا می‌خواهد تیمی ببندد که درخور نام پرسپولیس باشد.

برای فصل آینده وضعیت امثال کریمی، مهدوی‌کیا و هاشمیان واقعا مبهم است و هیچ‌کس نمی‌تواند با اطمینان بگوید آن‌ها فصل آینده هم بازی می‌کنند در واقع امکان دارد امسال، سال آخر فوتبال این سه نفر (یا حداقل ۲ نفر از آن‌ها) باشد پس پرسپولیس حسابی باید تغییرات انجام دهد و خریدهای بزرگ داشته باشد یکی از ستاره‌هایی که در تمام فصول گذشته در لیست قرمزها بوده و هر بار مانعی بر سر راه جذبش پیش آمده کسی نیست جز مهدی رحمتی که امسال با حدود ۸۵۰ میلیون تومان به استقلال پیوست. رحمتی همواره در لیست خرید قرمزها بود و امثال دایی و استیلی و… از باشگاه درخواست کردند این دروازه‌بان را جذب کند. ابتدای همین امسال که پرسپولیس حقیقی و معمارزاده را داشت باز هم رحمتی در لیست خرید قرمزها بود ولی آن‌ها نتوانستند سنگربان سابق سپاهان را جذب کنند. این‌روزها که حقیقی رفته، معمارزاده هم عملکرد متزلزلی داشته و نتوانسته انتظارها را برآورده کند به طوری که مصطفی دنیزلی هم از او راضی نیست. با این حال سرمربی مطرح قرمزها هیچ چاره‌ای ندارد جز آن که فصل را با همین معمارزاده و حسین هوشیار تمام کند و حتی با آن‌ها به آسیا برود اما برای فصل بعد صید بزرگ پرسپولیسی‌ها می‌تواند سنگربان شماره یک استقلال و تیم ملی باشد. کسی که چند هفته قبل در مصاحبه‌ای کنایه‌آمیز گفت: «من در استقلال مستاجرم!»

اگر دنیزلی در پرسپولیس بماند، اگر قلعه‌نویی به استقلال برگردد و اگر … این‌ها همه اگرهایی است که با قرمز شدن رحمتی ارتباط مستقیم دارد اما مسلما پرسپولیسی‌ها برای جذب رحمتی مشکل مالی ندارند و حداقل برای او مثل مورد دنیزلی راحت دست به جیب می‌شوند و هزینه می‌کنند. انتقال رحمتی از استقلال به پرسپولیس می‌تواند بمب بزرگ نقل‌وانتقال‌های تابستان ۹۱ باشد. بمبی که احتمالا رویانیان می‌ترکاند و فتح‌ا…زاده …

لیدرها مثل همیشه روی سکوها حاضر بودند

مزدک-میرزایی
 

دوستان رسانه ای چرا دروغ!؟لیدرها مثل همیشه روی سکو ها حاضر بودند

 

در بازی گذشته که پرسپولیس موفق شد ۲ بر یک تیم مس سر چشمه را شکست بدهد مثل همیشه لیدرهای تیم روی سکو ها به کار خود مشغول بودند و مثل همیشه هواداران همکاری خوبی با لیدرها داشتند.
نکته ا ی که باعث شد سر لیدر پرسپولیس عباس اسماعیل بیگی تماس بگیرد با آقای اقا زمانی مدیر ورزش شبکه سه گزارگشر بازی دیروز بود که بعد از گل دوم پرسپولیس گفت:هواداران پرسپولیس بدون لیدر و خودجوش در حال تشویق تیمشان هستند.
آقای مزدک میرزایی روا نیست که زحمات ۴۰ لیدرها زحمت کش باشگاه را که در سرما و گرما از تیمشان حمایت می کنند نادیده بگیرید.
آقای آقا زمانی پس از شنیدن صحبت های عباس اسماعیل بیگی از لیدرها دلجویی کردند و قول دادند تذکر جدی به آقای میرزایی بدهند.
کار ژورانالیستی و رسانه ی مثل راه رفتن روی یک طناب است باید مراقب باشیم با گفتن دروغ و خبرهای اشتباه پایمان نلغزد و حقی را نا حق نکنیم.