15

 

از دفع فونیکه سی، تا جذب هاشمیان

 

۱- پرسپولیس برای اولین بار تو تاریخ مسابقات لیگ برتر تو آبادان به نفت باخت. باورم همیشه این بوده که حتی گناه «اشتباهات فردی» بازیکنان تو یه تیم فوتبال هم متوجه کادر فنیه و به همین خاطر باید از مصطفی دنیزلی پرسید چرا ریکاوری روانی معمارزاده اینقدر طول کشیده و چرا مدافعان پرسپولیس به همین راحتی مثل بازیکنان آماتور زمین‌های خاکی پشت محوطه جریمه به حریف ضربه کاشته تقدیم می‌کنن؟ با این وجود به نظرم پرسپولیس بد بازی نکرد. حداقل ده قطعه فیلم میشه از این بازی بیرون کشید که توش اصرار شاگردان دنیزلی به بازی زمینی و موفقیتشون تو حفظ توپ جلب توجه می‌کنه. اونها به رغم شوک‌هایی که بابت گل‌های خورده خودشون دریافت می‌کردن، نمایش نسبتا خوبی ارائه دادن و به نظرم اگه گل دوم علی کریمی به اون دلیل نامعلوم مردود اعلام نمی‌شد، شاید ورق بازی برمی‌گشت. کریمی –که تو نیم فصل اول هم فوق‌العاده بود- این روزها واقعا عالیه. اگه اشتباه نکنم این اولین باره که کریمی تو تیم ملی و باشگاهش به طور همزمان داره زیر نظر دو تا مربی تراز اول کار می‌کنه و هیچ بعید نیست این مسیر به ظهور یه فصل درخشان دیگه تو زندگی حرفه‌ای جادوگر منتهی بشه.

۲- بیشتر معضلات ناشی از عملکرد یه مدیر ناکارآمد رو میشه بعد از رفتن اون مدیر و تحویل دادن مسوولیتش حس کرد. ستاره‌ای مثل فونیکه‌سی، همون بازیکنیه که اول فصل داشت پرسپولیسی می‌شد، اما سر یه اختلاف رقم جزیی سر از آبادان درآورد. سی در حالی نفتی شد که پرسپولیس خیلی بیشتر از مابه‌التفاوت رقم پیشنهادی خودش و این مهاجم رو خرج تمدید قرارداد با وحید هاشمیان کرد؛ بازیکنی که گفته میشه با تایید یکی از نزدیکان کاشانی دوباره سرخپوش شد و حتی این حق قانونی رو پیدا کرد که وسط فصل بره آلمان واسه شرکت تو کلاس مربیگری! میثاق معمارزاده هم همون گلریه که در اعتراض به گرونی مهدی رحمتی توسط مدیریت قبلی خریداری شد و باز جالب اینکه دریافتی میثاق و حقیقی، در مجموع از رقم پیشنهادی سید بالا زد!

۳-به نظرم یکی از خیانت‌هایی که به فوتبال ایران میشه، اینه که مدام از مجید جلالی به عنوان یه مربی به‌روز، تاکتیکی و علمگرا نام می‌برن. حداقل من عامی و کم‌اطلاع تا حالا حتی یه رگه باریک از این چیزهایی که همیشه به جلالی نسبت می‌دن تو کار تیم‌هاش ندیدم. آقا مجید سه ساله که فولاده و الان دیگه قاعدتا بازیکنان این تیم پرستاره باید چشم بسته همدیگه رو پیدا کنن، اما دریغ از پنج دقیقه فوتبال درست و حسابی. جلالی تو این سال‌ها کلا دو جام تو فوتبال ایران گرفته که بعید می‌دونم خودش هم تو خلوتش بتونه به اونها افتخار کنه؛ یکی قهرمانی لیگ با پاس تو شرایط خاص دوران مدیریت آجورلو و یکی دیگه هم قهرمانی حذفی با صباباتری که افسانه‌ای داشت واسه خودش! انگار ماها هنوز عادت داریم به هرکی عینک می‌زنه بگیم باسواد؛ وای به وقتی که فرد عینکی مزبور، شیک هم حرف بزنه و دایما جلوی کامپیوتر بشینه. غلام پیروانی –به عنوان مظهر کار سنتی تو فوتبال ایران- همیشه جمله‌‌‌ای رو در توصیف کم تجربه بودن تیمش به زبون می‌آورد که بعدها مورد استقبال خیلی از مربیان دیگه هم قرار گرفت: «بعضی از بازیکنان من برای اولین بار تو استادیوم آزادی بازی کردن» دیروز بعد از بازی فولاد و استقلال شنیدم مجید جلالی-سمبل مدرنیته تو فوتبال ایران- یه تغییر اساسی تو این جمله اعمال کرده و در توجیه باخت تیمش گفته: «بعضی از بازیکنان من برای دومین بار تو استادیوم آزادی بازی کردن» جالب اینکه بچه‌های آقامعلم بار اول تو این ورزشگاه با متوقف کردن پرسپولیس نتیجه بهتری گرفته بودن!

 

نویسنده: رسول بهروش